2006/11/28
آقای وکیل مدافع با سرنوشت انسان ها بازی نکن

چند پیش در پی بازداشت کیانوش در حال صحبت با دوستان بودم و در همان لحظات نخست به وکیل مجربی فکر می کردم که بتواند کیانوش را از بند برهاند.
دکتر خلیل بهرامیان و دکتر دادخواه بدون هیچ شکی از گزینه های من بودند و سایر دوستان هم به هیچ گزینه ای غیر از این دو فکر نمی کردند.
متاسفانه دکتربهرامیان در آن روزها در مسافرت خارج کشور بودند و جناب دادخواه هم در همین روز عازم یکی از شهرهای ایران بودند
اوضاع جسمی کیانوش بسیار حاد بود و باید بدون اتلاف وقت اقدام می شد . مانع بزرگی که برای اختیار وکیل وجود داشت در انفرادی بودن کیانوش بوده و هست . از آنجا که اختیار وکیل با امضا کیانوش باید صورت می گرفت در همان لحظات اول انتخاب دکتر دادخواه و بهرامیان رد شد.
اما خبر رسید که فردی که اکنون نیز وکالت کیانوش را بر عهده دارد از قبل از کیانوش امضا داشته است . خوب از هیچ بهتر بود و سریعا اقدام شد و با این فرد تماس گرفته شد و ملاقات حضوری دوستان نیز شکل گرفت . موضوع به طور کلی توضیح داده شد . اعلام شد کیانوش شکنجه شده است ،وضعیت خوبی ندارد . آقای وکیل هم قول هایی داد. دوستان ساکت نشدند و طی تماس های با این فرد خواهان رسیدگی سریع وی به مساله شدند.
اما این طور که از اوضاع بر می آید عدم فعالیت کافی برای آزادی کیانوش است. امروز یکی از دوستان می گفت اقدام نخواهد شد مگر کیانوش تحکیم وحدتی است که برایش سریع اقدام شود. حقیقت داشت و درد ناک بود که جان انسان ها هم قیمت های مختلفی دارد.
اما اعلام می کنم آقای وکیل سرنوشت کیانوش بازیچه نیست .مساله مرگ و زندگی است و اجازه نمی دهیم این رفتار ادامه پیدا کند .
ازهمان روزهای اول هم گفته بودم باید وکیل جدیدی برای کیانوش بگیریم و در این زمان که وکالت کیانوش بر عهده وکیل فعلی بود هم اقدام شد و خوشبختانه اقدامات لازم صورت گرفت و وکیل جدید به زودی معرفی خواهد شد.
فقط این را بگویم جان کیانوش کم ارزش تراز جان موسوی خویینی نیست

زنده باد آزادی،زنده باد جنبش دانشجویی

به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی

11/28/2006

2006/11/26
تکذیبه پدر احمد باطبی در مورد فردی به نام فخر اور
شخصی معلوم الحال به صورت رسمی و غیر رسمی و کاملا مغرضانه سخنانی را مبنی بر آزادی احمد باطبی و عدم بازگشت او به زندان عنوان نموده است.
اینجانب محمد باقر باطبی پدر احمد باطبی دانشجوی زندانی بدینوسیله این سخنان پوچ و بی اساس را شدیدا تکذیب نموده و اعلام می دارم که فرزندم احمد پس از 48 ساعت مرخصی به بند 209 بازگردانده شده است و اکنون در وضعیت نا معلوم و در شرایط بازداشت به سر می برد.
محمد باقر باطبی
26 / 8 / 85
2006/11/23
به رهایی بگو آره ، بگو آره که جهان زیبا شه

یار در بند چشم انتظار آزادی ما چشم انتظار دیدار

نماد یک نسل در بند، کیانوش سنجری

کیانوش را آزاد کنید
2006/11/18
یار دبستانی دشت بی فرهنگی ما هرزه تمومه علفاش/ بخون وقتی که خوندن معصیت داره
چندی است فردی معلوم الحال در اینترنت علیه کیانوش سنجری به فحاشی مشغول است این فرد بعد از اینکه متوجه شد من وی را شناخته ام به من نیز حمله کرد و در کنار نوشته هایش علیه کیانوش نام مرا هم اضافه کرد . به هیچ وجه در این مورد توضیح نمی دهم چون این بیمار شدیدا به دنبال نام و شهرت است و اگر توضیجی در مورد وی بدهم گمان می کند مهم شده است . از این مورد بگذریم.
اما چند تن از دوستان که اتفاقا در قسمت نظرات وبلاگ های آنها عیله من مطالبی درج می شود طی تماس های مکرر با بنده خواستند این موضوع را پیگیری کنم که متاسفانه حتی وقت آن را ندارم که پاسخگوی این عزیزان باشم . ضمن عذرخواهی از این دوستان تاکید می کنم بنده هیچ عملی علیه این فرد انجام نخواهم داد . اگر نامش را هم ذکر کنم بزرگ می شود . بماند برای فرصتی دیگر.
عده ای از دوستان طی ایمیلی به کارزار آزادی کیانوش سنجری با بیان این مطلب که علیه کیانوش و جدیدا من مطالبی در وبلاگشان نوشته می شود اعلام کرده بودند آرسام یعنی من باید به عنوان سخنگوی کارزار در این مورد توضیح دهد و این شخص را به مردم معرفی کند.
در این مورد عرض می کنم من با اعتقاد بر راستین بودن فعالیت های کارزار قدم در راه همکاری با آن گذاشته ام و به عنوان سخنگو باید فعالیت های کارزار به اطلاع مردم برسانم نه اینکه این مسائل را بازگو کنم .
دوستان عزیزم در شان خود نمی بینم که پاسخگوی چنین فردی باشم . فردی که بیمار است و نیاز به درمان دارد را مورد تاخت و تاز قرار نمی دهم.
یاران دبستانی این بی فرهنگی ریشه در خانواده ها دارد جایی که باید به فرزندان بیاموزند به شخصیت افراد نباید توهین کرد و نباید وارد مسائل خصوصی افراد شد متاسفانه به مکانی تبدیل شده است که خانواده ها شبانه روز به فرزندان یاد می دهند چگونه در نزاع از خود دفاع کنند،چگونه برای دیگران مزاحمت ایجاد کنند،چگونه ثروتمند شوند.
این درد مردم جامعه ی بیماری است که بعد از 27 سال حاکمیت ظلم گستاخ تر هم شده اند .
درد امروز و دیروز نیست اگر همان روزی که علیه مهندس طبرزدی فحاشی کردند مقابلشان ایستاده بودیم، اگر همان روزی که فیلم مراسم ازدواج اقای حسن زارع زاده را پخش کردند محکومشان می کردیم امروز سنجری را هدف نمی گرفتند . همان هایی که هر روز دم از ادب و شخصیت می زنند در مقابل عمل ننگ آوری همچون فیلم مراسم ازدواج یک مبارز به کف و سوت مشغول شدند و صاحبان آن تلویزیون منفور را تشویق کردند . دقیقا همان هایی هستند که دم از حقوق بشر می زنند همان هایی که دم از آزادی اندیشه می زنند . این بی فرهنگی درمیان مبارزین هم ریشه دوانده است .
اگر فحاشی به کیانوش همراهی با جمهوری اسلامی نیست پس چیست؟ اگر متهم کردن من به دزدی همکاری با وزارت اطلاعات نیست پس چیست؟ سکوت من از رضایت نیست من از عمل انجام شده ناراحت نیستم از بی فرهنگی مان دلگیرم
مبارزین عزیز گمان نکنید تافته ای جدا بافته از این گفته ها هستید همه شبیه هم هستیم . منتها به وقتش نقاب های زشت و قشنگ را بر صورت می زنیم . ولی در موقعیت هایی نقاب از چهره ی مان می افتد و می شویم خودمان .هر فرد تا مدتی معلوم می تواند خودش را پشت نقاب پنهان کند .وقتی در مقابل انتقاد من از یک نهاد به هر دلیلی اعضای اصلی آن با ادبیاتی زشت پاسخگو می شوند نباید انتظار معجزه داشت نتیجه این می شود که امروز فردی که مهر بدنامی بر پیشانی نسل در نسلش خورده به کیانوش سنجری فحاشی می کند . جالب است کسانی که خود را منادی آداب می دانند چنان بی ادبانه به یکی از دوستان در مورد من ایمیل زده بودند که ایشان هم به عنوان فردی بی طرف تعجب کرده بود و اعلام کرده بود مگر با دشمن خود صحبت می کنید؟ ببینید این بی فرهنگی ریشه در کجا دوانده است !!!
این دیوار کج است بنایش کج گذاشته شده است از پایه مشکل دارد وقتی به آن فکر می کنیم مغزمان قفل می شود .
بنده برای معروف شدن با کارزار آزادی سنجری همکاری نمی کنم و خوب می دانید نتیجه این معروف شدن چیزی جز آن بلایی نیست که بر سر کیانوش آمده است؟ معروف شدن در برابر چه؟ از دست دادن آزادی.
متاسفم برای آنهایی که خود کنار نشسته اند و وقتی کسی قدم جلو می گذارد وی را متهم به مسائل کذب می کنند؟ بنده بنا بر وظیفه با رسانه ها مصاحبه کرده ام وگرنه شخصا بی این کار علاقه ای ندارم . متاسفانه مصاحبه من با روزآنلاین را به پتکی تبدیل کردند و بر سرم می کوبند که تو با نزدیک شدن به خبرنگار روز آنلاین قصد داری معروف شوی؟ اگر در این مورد از خبرنگار روز آنلاین پاسخ بخواهیم ایشان بهتر می دانند که من اصلا با خبر نبودم قرار است آن مصاحبه در روز آنلاین منتشر شود . حال بر فرض هم که من قصد معروف شدن داشته باشم به کسی چه ربطی دارد مگر از حق کسی چیزی کم شده است ؟اگر با خودتان فکر کنید در برابر این معروف شدن چه چیز نصیب من می شود الا مصیبت درک خواهید کرد چه می گویم؟
نشسته ایم کنار و فعالیت های افراد را نقد می کنیم ،دیدی چه کرد ؟دیدی چه طور آدمی هست؟ وای وای ما که شبیه او نیستیم . چرا عزیزان هستیم در عمل همه شبیه هم هستیم.
کشوری که تمدنش مانع بسیاری از افراد برای تاختن بر آن شده است ،کشوری که گلستان و بوستان سعدی اش در مدارس بریتانیای بزرگ سرمشق تربیتی دانش آموزان است امروز به قطب بر فرهنگی تبدیل شده است شک نکنید .
نشسته ایم تمدن مان را به رخ می کشیم ما چند هزارسال تمدن داریم . یک بار از خودمان نمی پرسیم ما چه درصدی از این تمدن را به همراه داریم . چقدر به گذشته مان اعتقاد داریم؟ هیچ چیزی باقی نمانده خودمان را فریب نمی دهیم تمام شد ایرانی که مهد ادب بود .
ما مولوی بی همتا داریم که دنیا در مقابلش زانو می زند ولی امروز اگر از یک جوان ایرانی بخواهیم بیتی از مولوی بخواند چنان خشمگین می شود که خدا می داند اگر باز هم تکرار کنتیم چه بلایی برسرمان می آید. این جامعه ی بی فرهنگ نمی تواند تافته ای جدا بافته از خود تحویل جامعه دهد مطمئنا چیزی نه تنها بهتر بلکه هزاران بار بدتر از خود به جامعه می فرستد.
اگر وضع به همین به همین منوال پی برود تا چندی دیگر از مغول ها هم بی فرهنگ تر خواهیم شد.
به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
زنده باد آزادی،زنده باد کوروش بزرگ
18/11/2006
1385/08/27
2006/11/14
یار در بند چشم انتظار آزادیت نشسته ام



کوچه و پس کوچه نامت را فریاد می زند . شنیدم شنیدم فریاد آزادی خواهانه ات را و فریادش کردم و در گلو هزاران عصیان گر دیگر انداختم. برایشان نوشتم با تو چه کرده اند و بازهم می نویسم .
کامپیوترت را هم بردند می دانم دوباره گوشه ی سلول نشسته ای و در حسرت یک آه گذاشته ای شان . می دانم که هنوز از کوچه و پس کوچه های آن هیولای زشت و پلید اوین خاطره ها می سازی تو تمام شدنی نیست و چرکنویس هایت فریاد رسوایی جهل و دیکتاتوری است . امروز برایت چرکنویس ها می نویسم تا چرکنویس هایت را پاره نکنند . کدامین زندان تو را جای شده است؟
زنده باد چرکنویس زنده باد سنجری
2006/11/02
بخندیم، گریه کنیم، قانون داریم قانون نداریم

امروز بیست وششمین روز از بازداشت غیر قانونی کیانوش سنجری را پشت سر گذاشتیم. متاسفانه همچنان مجامع حقوق بشری از وضعیت این جوان بی اطلاع هستند و مسئولین وزارت اطلاعات بدون اهمیت به قوانین نظام هر آنچه که اراده می کنند انجام می دهند و مرجع رسیدگی کننده ای وجود ندارد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی خود بزرگترین محکوم کننده وزارت اطلاعات است و طبق اصل سی و دوم و سی هشتم قانون اساسی این نظام وزارت اطلاعات و شخص وزیر اطلاعات محسنی اژه ای متخلف است و باید مجازات شوند. اصل سی و دوم خود گویای همه چیز است و این اصل بیان می کند هیچ کسی را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله به متهم ابلاغ و تفهیم شودو کداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده ی مقدماتی به مراجع قضایی ارسال و مقدمات محاکمه ، در اسرع وقت فراهم گردد. بازهم این اصل تاکید می کند متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

اصل سی و هشتم که دیگر شاهکار وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران را به رخ می کشد این اصل اعلام می کند هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار وکسب اطلاع ممنوع ، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

سوال اینجاست پس توحید چه بود؟ 209 چیست؟ چرا طبق قوانین وزاری اطلاعات وقت در مجلس استیضاح نمی شوند؟ چرا برای یکبار هم که شده محسنی اژه ای را به مجلس نمی خوانند و نمی پرسند به چه دلیل به نمایندگان مردم اجازه ورود به بازداشتگاه 206 داده نمی شود؟ چرا با وی برخورد نمی شود. آیا قانون را آنطور که خود می پسندند و به صلاحشان است اجرا می کنند؟ حکومت عدل علی و این همه بی عدالتی برای چیست؟

اصل بیست و هفتم علنا کیانوش سنجری را بی گناه می داند، موسوی خویینی را آزاد می داند پس چگونه است که سنجری یک ماه است در بازداست است برای اتهام نامعلوم ؟چگونه است که موسوی خویینی بیش از سه ماه تقاص گناه ناکرده را پرداخت؟

از کدامین حق مردم سخن می رانید وقتی ابتدایی ترین قوانین مربوط به ملت را زیر پا له می کنید؟

اگر تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون سلاح آزاد است پس گناه سنجری و موسوی خویینی و هزاران هزار پیر و جوان و دانشجو چیست که امروز در بند هستند؟اگر قانون بندی دیگر دارد به ما آموزش دهید تا بدانیم چه حقوقی داریم!شاید آنوقت جرم و جرایم هم کمتر شد . شاید اصلا فردی نمی داند انجام کاری خلاف قانون است. صدا وسیمای نظام موظف است به مردم آموزش قوانین را بدهد . به جای پخش فیلم های سینمایی که ده ها بار پخش شده اند یک بار قاون را آموزش دهید .

آقایان هراس دارند از این که مردم حقوق خود را بشناسند و گرنه طبق همان قانونی که خودشان وضع کرده اند امروز ما90 درصد زندانیان سیاسی را آزاد شده باید ببینیم.

متاسفانه وقتی قانون را به رخ آقایان می کشیم می گویند مشکل این نیست اینها جاسوس و خود فروخته هستند؟ آقایان ما خودمان را کجا فروخته ایم که خود نمی دانیم؟ دانستن قانون یعنی جاسوسی یعنی وطن فروشی

این همه بی عدالتی برای چیست،خون مردم را در شیشه کردن چه دلیلی دارد؟

در قانون آمده است تفهیم اتهام باید در حضور وکیل صورت بگیرد معلوم نیست این قانون را برای کدام کشور وضع شده است که تمامی بازداشت شدگان تجمعات و ... بدون استثنا در ابتدا تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی تفهیم اتهام که نه تحمیل اتهام می شوند سپس پرونده بعد از ماه ها به دادگاه ارسال می شود.

طنز سال بود دکترنعمت احمدی وکیل مدافع دکتر کیوان انصاری بعد از آنکه وکالت وی را برعهده گرفت و بعد از گذشت چهل ویک روز بازداشت می خواهد با وی دیدار کند اعلام می کند اتهام موکلم را نمی دانم؟ این است قانون شما

اعتراض که می کنیم می گویند خائن است،بازداشت می شویم، شکنجه می شویم که بگوییم اشتباه کردیم قانون را زمزمه کردیم.

بس است صبر ملت هم حدی دارد آقای اژه ای درهای 209 را بگشایید تا پشت پرده را ببینیم درهایش را قفل وبند نکنید ،زندانیان را لباس نو ندهید، روشنای اش را تعمیر نکنید،تهویه اش را درست نکنید تا ببینیم با انسان ها چه می کنید؟شاید ما اشتباه می کنیم.به هر حال مردم حق دارند ببینند در زندان هایشان چه می گذرد.

قاون اساسی این نظام را که مرور می کنیم باید تا ته دل بخندیم و بعد به حال خودمان گریه کنیم که قانون داریم و نداریم.

در زیر چند اصل قانون اساسی را آوردم شاید اشاره به این چند بند نتیجه داد گرچه نمی دهد.

زنده باد آزادی،زنده باد جنبش دانشجویی

راه آزادی پر رهرو به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی

11/02/2006

1385/08/11

اصل بیست هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی

تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها ،بدون حمل سلاح،به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اصل سی و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی

هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . درصورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده ی مقدماتی به مراجع صالحه ی قضایی ارسال و مقدمات محاکمه،در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.

اصل سی وپنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی

درهمه دادگاه ها،طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب کنند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.

اصل سی وهفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی

اصل برائت است و هیچ کس را از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع ، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار وسوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.