2006/06/23
جمهوری اسلامی ناقض 19 ماده ی اعلامیه جهانی حقوق بشر
به اعتقاد من زمانی می توان در جوامع انسانی به رفرم فکر کرد که مردم از حقوق خود مطلع باشند . متاسفانه جمهوری اسلامی تمامی راه های تعلیم مردم را مسدود کرده و در اینجا مقاله سعی دارم مردم را از حقوق اولیه خود آگاه کنم. مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر را ذکر می کنم و رفتار مقابل آنها توسط جمهوری اسلامی را هم ذکر می کنم:

بر طبق ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند اما جمهوری اسلامی با اعلام اینکه اسرائیل باید از صحنه ی جهان محو شود عملا این ماده را نقض کرده است. مدعی عدم نقض حقوق بشر توسط اسرائیل نیستم در اینجا فقط مسائل ملی را گوشزد می کنم.
بر طبق ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد .
جمهوری اسلامی با نقض دائم حقوق هموطنان بلوچ و اهل سنت این ماده را نیز نقض کرده است. عقاید متنوع سیاسی نیز در ایران به شدت سرکوب می شود که زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران زندانی از شواهد این مدعا هستند.
بر طبق ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد. اما جمهوری اسلامی با سلب آزادی مردم و سرکوب عقاید در ایران این ماده راه نقض کرده است.
بر طبق ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد . دوستانی مستند ساخته شده توسط فیلم ساز ایرانی مقیم کانادا در مورد زندانیان سیاسی را دیده اند می دانند جمهوری اسلامی ناقض این ماده است. خانم طلوعی نیز از شکنجه شان در زندان پرده برداشتند و در نقض این ماده با توجه به اسناد هیچ شکی نیست.
بر طبق ماده 6 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود . متاسفانه جمهوری اسلامی با بازداشت ها و ربودن فعالین سیاسی و حقوق بشری و انتقال انها به مکان نا معلوم این حق را نیز از مردم سلب کرده است . بازداشت وکلای دانشجویان و... مشخص کننده ی چیزی نیست غیر از نقض حقوق بشر.
بر طبق ماده 8 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد. در مقابل این قانون این سوال پیش می آید ایا در ایران محکمه ی صالحی وجود دارد. در برابر یورش وحشیانه ینیروی انتظامی در 18 تیر ماه 78 شکایت داشنجویان از نیروی سرکوبگر انتظامی منجر به محکومیت شاکیان این پرونده یعنی داشنجویان شد.
بر طبق ماده9 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود. وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران بار ها اقدام به بازداشت بی دلیل فعالین سیاسی ودانشجویی کرده است .
بر طبق ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد. متاسفانه احکامی که بدون حضور متهم و وکیل حقوق او صادر شده است نشان دهنده نقض بندی دیگر این اعلامیه است.

بر طبق ماده11 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
ب) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد .
در جریان بمب گذاری های جنوب کشور جمهوری اسلامی با اعدام عده ای که نه تنها جرمشان مشخص نبود و در دادگاهی محاکمه نشده بودند نقض این قانون را مرتکب شد.

بر طبق ماده16 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند .
جمهوری اسلامی با وضع قانونی مبنی بر قانونی نبودن ازدواج دو فرد با دو دین مختلف این ماده را علنا نقض می کنند .

بر طبق ماده17 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد.
ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .
جمهوری اسلامی با ظبط اموال مردم در سال های اولیه انقلاب 57 تحت عنوان حق رهبر این قانون را نقض کرده است و همچنان نیز نقض می کند.

بر طبق ماده18 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد .
جمهوری اسلامی با این اعلام اینکه تغییر دین اعدام در بردارد این ماده مهم را نیز نقض کرده است. بازداشت اقلیت های مذهبی و سرکوب غیر مسلمانان و عدم به رسمیت شناختن دینی غیر از اسلام توسط رهبران این نظام شاهد این ادعاست.
بر طبق ماده19 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
جمهوری اسلامی با سرکوب عقاید مردم و مطلق گرایی خود سبب شده است مردم در شرایط ناعادلانه ای به سر برند که همواره باید تایید کننده ی قوانینی باشند که در بنیان مشکل دارند.

بر طبق ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
ب) هیچ کس را نمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
در اتهامات حسن زارع زاده عنوان می شود تاسیس و عضویت در گرو های غیر قانونی این موضوع از آن جهت می تواند مهم باشد که هر فردی حق تشکیل مجمع و گروه را دارد. در جمهوری اسلامی هر فردی که عضو بسیج باشد می تواند در زندگی خود به حقوقی غیر از حقوقو عادی دست پیدا کند. به عنوان مثال این افراد در کنکور دانشگاه ها ، استخدام ادرات و موسسات دولتی از سهمیه ی خاص خود استفاده کنند این موضوع علنا افرادی را مجبور به شرکت در این اجتماع می کنند. جمهوری اسلام این ماده را نیز نقض می کند.
بر طبق ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید .
ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید
پ) اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

در جمهوری اسلامی هر گونه دخالت در امور رهبری امری غیر قانونی است. نمایندگان مجلس که باید منتخب مردم باشند توسط نهادی زیر نظر رهبر تحت عنوان شورای نگهبان رد صلاحیت شده و افرادی منتصب در این جایگاه قرار می گیرند. منشا قدرت در این نظان اراده یمردم نیست و مردم هیچ گونه قدرتی برای تغییر رهبر را ندارند.
متاسفانه هنوز هم به صحت نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر و نتایج بسیاری از انتخابات شک وجود دارد.
بر طبق ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد
ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند
پ) هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.
ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.
عدم پرداخت حقوق کارگران توسط کارفرمایان و وضع قانونی به نام استخدام موقت شرایطی غیر انسانی برای کارگران ما به وجود آورده است. اعتراض کارگران در این نظام سرکوب را به دنبال دارد که سرکوب کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران شاهد این ادعاست. عدم به رسمیت شناختن اتحادیه های کارگری وسرکوب و بازداشت اعضای این اتحادیه ها نشان دهنده یعدم حمایت این نظام از کارگران است.

بر طبق ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود .
ب) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند .
در جامعه ایران بیش از نیم از مردم از بیمه ی درمانی برخوردار نیستند و هزینه های سنگین درمانی مردم را از ادامه ی حیات بازداشته است. کارتن خواب ها و زنان خیابانی شنان دهنده عدم توجه دولت به مردم می باشند . بازنشستگان ما نیز از حقوقی برخوردارند که اعلام می شود این مقدار یعنی زیر خط فقر زندگی کردن.
متاسفانه مادران کودکانی که بدون ازدواج رسمی به دنیا می آیند محکوم به بدترین نوع مرگ یعنی سنگسارند . سرنوشت این کودکان نیز ار سرنوشت مادرانشان بهتر نیست.

بر طبق ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:
الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.
ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود .
در نظام جمهوری اسلامی بستری برای پیشرفت نخبگان فراهم نشده است و متاسفانه سالانه هزاران نفر برای فرار از شرایط نامساعد و برای بدست اوردن شرایطی بهتر از کشور خارج می شوند و معزلی به نام فرار مغز ها را به وجود آورده اند.
بر طبق ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد .
در جمهوری اسلامی متسفانه نظم در سرکوب مردم خلاصه شده است و برخورد با نوع لباس و آرایش جوانان جای برخورد با اشرار را گرفته است.نیروی سرکوب گر انتظامی در کشور فقط و فقط جوان ستیزی می کند و توجهی به مخلین نظم ندارد.


این است نظامی که حقوق مردم خود را یکی پس از دیگری با بهانه هایی چون ولایت فقیه و قوانین سالام زیر پا له کرده است. ۱۹ مورد از اعلامیه جهانی حقوق بشر و موارد بسیاری دیگری نیز موجود است که جمهوری اسلامی حتی آنها راقبول ندارد. روابط آزاد جنسی در کشور های پیشرفته واقعیتی زندگی افراد است مساله ای هست که در ایران جرم محسوب می شود و فرد خاطی محکوم به مرگ است.مجازات های قرون وسطایی مثل سنگسار مورد دیگری از هزاران هزار مورد نقض حقوق بشر است.
این ۱۹ نوزده مورد را هم به موارد دیگر نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اضافه می کنیم.

راه آزادی پر رهرو و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/06/17
افتخاری دیگر برای سپاه پاسداران

حاج اکبر غمخوار از سپاه پاسداران تا بلیط فروشی در آلمان

شروع کار در سپاه :
آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تعیین کننده سرنوشت جوان 19 ساله ای بود که چند سال بعد به فرماندهی یکی از مراکز مهم نظامی رسید.و پس از دو دهه فعالیت اقتصادی و نظامی تا مدیرت پر طرفدار ترین باشگاه ورزشی آسیا( پرسپولیس) پیش رفت. اکبر غمخوار در سال 41 در تهران متولد شد خیلی زود و در 19 سالگی فرمانده لجستیک سپاه پاسداران در غرب کشور شد ( همدان ، کردستان، کرمانشاه و ایلام).
خیلی زود به معاونت حسین رفیقدوست فرمانده وقت لجستیک کل سپاه منصوب شد و پس از عزیمت وی به وزارت سپاه در کابینه ی میر حسین موسوی به فرماندهی لجستیک کل سپاه رسید.
غمخوار که در لشکر محمد رسول الله با بسیاری از مزدوران فعلی سپاه آشنا بود با حضور در لجستیک سپاه با رفیقدوست دوستی نزدیکی پیدا کرد. .اما لجستیک سپاه در پایان دهه ی60به صورتی ناگهانی و مشکوک آتش گرفت و غمخوار از این پست کناره گیری کرد.
حاج اکبر به دلیل ریاست رفیقدوست بر بنیاد مستضعفان و جانبازان معاونت سیاحتی و زیارتی این نهاد را بر عهده گرفت .در آن زمان 10 هتل و 24 باشگاه تفریحی ،پارک ارم، تله کابین توچال و... زیر نظر مستقیم او اداره می شد. دوری او از سپاه چند سال بیشتر طول نکشید ودر سال 1373 به عنوان مدیر عامل بنیاد تعاون سپاه مشغول کارشد و شرط قبول این سمت را حضور رفیقدوست در راس هیا ت مدیره آن اعلام کرد. فساد های مالی گسترده حاج اکبر را وسوسه کرده بود و سبب شد دوباره به همکاری با رفیقدوست بپردازد.
دو سال قبل از پذیرفتن این سمت او به در دانشگاه امیر کبیر با استفاده از سهمیه های موجود به تحصیل در رشته ی صنایع پرداخت.و بعد از این بود که نام مهندس را هم به همراه دیگر نام هایش یدک کشید.سرقت های فراوان و فساد های ملی گسترده سبب شده بود وضعیت مالی خوبی داشته باشد و در زمان تحصیل چند دستگاه کامپیوتر هم به این دانشگاه هدیه داد که تعجب همه را برانگیخته بود. آری حاج اکبر از کیسه ی خلیفه می بخشید.
درست در همان مقطع بود که وی با مرسدس بنز قهوه ای رنگ هر روز صبح از درب بنیاد تعاون سپاه ( واقع در خیابان پاسداران) وارد می شد تا در این ارگان نیز موقعیت مالی خود را تثبیت کند.
وی همچنان مدیریت آژانس های هوایی را بر عهده دارد و یکی از آنها آژانس هوایی راستین است.
اکبر به دلیل رابطه با افرادی همچون محسن رضایی و رفیقدوست از نفوذ و قدرت بسیاری برخوردار می باشد . وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری در دوره ای که خاتمی برای دومین بار ریاست جمهوری اسلامی شد رئیس ستاد انتخاباتی شمخانی بود و گردهمایی انتخاباتی در استادیوم امجدیه برای شمخانی به راه انداخت .
گفته می شود به گروه موتلفه نزدیک است.
اما اکبر غمخوار مدیر عامل بزرگترین و پر طرفدار ترین تیم آسیا پرسپولیس هم شد و با سو مدیریت در این سمت نیز بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون تومان بدهی بالا آورد. هزینه هایی که هنوز هم کسی نمی داند صرف کدامین قسمت از باشگاه پرسپولیس شده است .
غمخوار بعد از اخراج از باشگاه پرسپولیس که به دلیل نارضایتی طرفداران این تیم بود به فدراسیون فوتبال رفت و در آنجا با مافیای قدرت در این فدراسیون پیوند خورد .
اما شش روز پیش غمخوار که برای بلیط فروشی مسابقات ایران به آلمان سفر کرده بود توسط پلیس آلمان بازداشت شد . دلیل این کار این بود حاج اکبر این مرد راستین بلیط هایی که قیمت هایشان 40 دلار بود را در بازار سیاه به قیمت 800 دلار فروخته بود . حاج اکبر این افتخار سپاه ، برای سپاه افتخاری دیگر آفرید و در آلمان نیز ماهیت مافیایی و فساد گسترده ی اقتصادی در این مجموعه را افشا کرد .
این است ماهیت افرادی که بر بزرگترین کارتر های اقتصادی و نظامی سیاسی و امروز ورزشی جمهوری اسلامی خیمه زده اند. افرادی که در صفوف نماز صدای الله اکبرشان گوش فلک را کر می کند ولی با نگاهی به پرونده ی شان در می یابیم که چگونه افرادی هستند. نظام جمهوری اسلامی از این حاج اکبر ها کم ندارد و باید باور کنیم که این افراد در همه جا حضور دارند حتی در ورزش سیاسی
لینک این نوشته در آژانس خبری کوروش
http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=13673
راه آزادی پر رهرو و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/06/07
دوستی خاله خرسه آمریکا با مردم ایران
خاویر سولانا چهره ی منفور اروپاییان نزد مردم ایران وارد تهران شد. مردی که سالها غیر مستقیم حق ملت ایران را پایمال کرد بهتر بگویم دزدید. شاید واژه ی درستی نباشد ولی دزدی که ... نمی خواهد. فردی که ۲۷ سال حق مردم ایران را با نفت معاوضه می کند. نام بردن از او به تنهایی جایز نیست اتحادیه اروپا دائما چپاولمان می کند و ترکمانچای ها و گلستان های دیگری را بر ما تحمیل می کند.جنبش های کارگری در ایران که برابر حکومت توتالیتر قرار گرفته بودند ، جنبش های دانشجویی، جنبش های زنان همه وهمه توسط همین افراد سرکوب شد . باورش سخت است ولی اتحایده اروپا و امروز دشمن همیشگی مردم ایران آمریکا در صف اول این جنایت قرار دارند . امروز سولانا با چمدانی پر از پیشنهاد و رشوه به ایران آمد. چمدان هایی که در آنها پیشنهاد هایی بود که فقط و فقط نفت و امنیت اروپا تذکر داده شده بود .
چقدر بی شرمی حقوق مردم ایران چه شد؟ آقای سولانا زندانی سیاسی چه شد؟ عابد توانچه و یاشار قاچار و هومن کاظمیان و... چه شد؟ مدتها برای تحت فشار قرار دادن این حکومت مستبد حقوق بشر را در ساز شکاریتان قرار دادید . مدت ها دم از آزادی های مردم ایران زدید. آمریکا سالها فریاد آزادی خواهانه ی مردم را شنید، بارها اعلام کرد در کنار مردم ایران هست. چه شده که امروز می خواهد تحریم ها را لغو کند ، ایرباس ها را برایمان بفرستد.
کسی نیست بپرسد آقای بوش به کدامین حق سالها ما را تحریم کردید؟ میلیون ها انسان را در هواپیما های فرسوده به ناکجا فرستادید . به کدامین جرم ملت ایران را تحریم کردید ؟ گناه این ملت چیست که اسباب بازی شما تشنگان قدرت شده است . روزی حمایتش می کنید روزی سفیرتان در سازمان ملل می گوید رژیم تهران غنی سازی را کنار بگذارد تا از تغییر حکومت در ایران چشم بپوشیم. آقای بوش فهم این مساله را دارید که این گفته آقای بولتون یعنی چه؟
این یعنی نقض حقوق بشر در ایران ، سرکوب مخالفان، زندانی سیاسی و... پشم.
خودتان را مسخره کرده اید یا مردم ایران را ؟ بس است چقدر بازی با سرنوشت یک ملت . هدف شما تغییر رژیم تهران نبود. هدف شما امنیت خودتان و غارت ثروت های ملی کشور ما بود. این را ثابت کرده اید بارها بارها بارها. متاسفم برای انهایی که سرنوشت خود و کشورشان را به دست این افراد داده اند .آمریکا آمریکا می کنند بدون آنکه اندکی فکر کنند آمریکا چه می خواهد.
مدتی قبل بود فردی از نسل فسیل شده سیاست مداران ایران در مصاحبه با رادیوی لوس آنجلسی ( صدای ایران) اعلام می کرد حالا که اروپا و آمریکا می خواهند این رژیم را براندازند کسی حق ندارد بگوید نه؟ راستش به این فرد خندیدم . با خود گفتم چقدر ساده لوحی . آمریکا و اروپا چه رژیمی بهتر از جمهوری اسلامی می خواهند هر وقت می خواهند تهدید به براندازیش می کنند و هر وقت علاقه داشته باشند تشویقش می کنند. مطمئنا آنها نیز می دانند این رژیم مردمی نیست چون می دانند اگر رژیم ایران مردمی بود نمی توانستند این رفتار را با آن داشته باشند . آمریکا اصولا با ایران مشکل دارد و گرنه دولت دکتر محمد مصدق مردمی ترین دولت تاریخ ایران بود آقایان آمریکایی ایراد این دولت چه بود که با کودتای ۲۸ مرداد سرنگونش کردید. این جنایت نبود این نقض حقوق ملت نیست . حکومت پهلوی را هم که غیر مستقیم سرنگون کردید. این دولت ایرادش چه بود؟ حالا هم نوبت جمهوری اسلامی است.
من می گویم دولت دکتر محمد مصدق ایرادش این بود که نفت ایران را ملی کرد به آمریکا و انگلیس باج نداد. و دست های آلوده را از نفت برید.
دولت پهلوی ایرادش این بود که دکتر شاهپور بختیار ها را در مقابل آمریکا علم کرد.
جمهوری اسلامی که دیگر شاهکار کرد امنیتتان را سلب کرده است.
امروز من به عنوان یک ایرانی اعلام می کنم نه ایرباس می خواهیم نه لغو تحریم. دست از سرمان بردارید.
شما اگر حقوق بشر را درک می کردید گوانتانامو نداشتید . شما اگر صادر کننده دموکراسی به دنیا بودید اسرائیل را از کلاهک های اتمی پاک سازی می کردید. ایراد شما این است که یاغی هستید ولی چون در دنیای مدرن امروز این رفتارها خریدار ندارد اسرائیل را علم کرده اید. نه ان پی تی را امضا می کند نه سازمان ملل را قبول دارد .
من هشدار می دهم در صورتی که حکومتی با مشارکت آمریکا بعد از جمهوری اسلامی در ایران جایگزین شود مطمئنا به همان جایی خواهد رفت که دولت دکر محمد مصدق رفت. آمریکا تحمل نخواهد کرد در ایران نخبگان تصمیم بگیرند . مردم ایران باید به تنهایی برای آینده تصمیم بگیرند.
راه آزادی پر رهرو به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/06/03
اولیور توییست نیستم ولی آرزوهای بزرگی در سر دارم
شاید افرادی که در کنارمبارزه نشسته اند گمان کنند افرادی که قدم در این راه می گذارند هیچ مشکلی ندارند.و مثل همه ی مردم گمان کنند عده ای نازپرده هستند که تنها مشکلشان آزادی است. اما نه این طور نیست شاید در آغاز انقلاب 57 فراوان افرادی برای ومسائلی چون شهرت،قدرت و ثروت قدم در راه انقلاب گذاشتند و همانطور که دیدیم امروز مفاسد اقتصادی را به وجود آوردند و عده ای دیگر هم در همان روزها از مسیر اصلی پرت شدند و گرفتار قدرت و ثروت شدند.
اما شخصا به جرات می توانم بگویم نه برای ثروت آمدم نه برای شهرت و نه برای قدرت فقط برای آبادانی ایران آمدم. با آرزوهای بزرگی قدم در این راه گذاشتم.
آزادی مردم ، حکومت دموکرات، از بین بردن فقر و وضعیت اقتصادی خوب مردم، جدایی دین از سیاست، بازسازی شهرها و روستا ها، از بین بردن بیماری ،از بین بردن پدیده دردناک فقر و فحشا ، نبود زندانی سیاسی،از بین بردن شکنجه، از بین بردن بیکاری،امکانات رفاهی برای بیماران ، ساخت دانشگاه ها و مدارس وهزاران هزار آرزویی که شاید تصور کردنشان هم سخت باشد. جامعه ای را تصور می کنم که در آن دیگر پایین شهر وبالای شهر نداشته باشیم و جامعه ای که ملاک برتری انسان ها فکرشان باشد نه پولشان. زندانی سیاسی یک افسانه ی قدیمی و تلخ برای مردم باشد که دیگر وجود ندارد . جامعه ای که در آن در آن افراد بر اساس کارایی شان حقوق بگیرند نه بر اساس پارتی و...جامعه ای که در آن حقوق ومزایای مسئولین کشور مینیمم حقوق افراد در کشور باشد . جامعه ای که دیگر فرار مغز ها نداشته باشد و ثروت کشور برای رشد نخبه ها هزینه شود آن هعم در داخل کشور. ابزار و لوازم لازم برای رشد مغز ها فراهم شود . جامعه ای که دیگر منطقه محروم نداشته باشد ودیگر شاهد ظهور عبدالمالک ها و اسلحه به دستان برای احقاق حقوق نباشیم.جامعه ای که دستگاه عدالت آن فقط نام عدل را یدک نکشد عدالت را اجرا کند و حق مظلومین را بستاند نه اینکه برای ثروت حکم کند. جامعه ای که دیگر سرکوب دانشجو نداشته باشد ، در کشور افرادی نباشند که خواهان آزادی اندیشه هستند. باید در این کشور سیستمی باشد که بر فرض آقای ایکس که در بالا نشسته اند بداند به طور مثال با 200 هزار تومان می شود زندگی کرد؟
وقتی در ایران فعلی آقایان فکر زندگی با این پول را هم نمی کنند نمی شود به تغییر این سیستم فکر نکرد .به راستی آقای احمدی نژاد خانواده ای که خانه ندارد فرزند دانشجو دارد و هزار مشکل دیگر هم دارد چه باید بکند ؟ بمیرد ؟شاید بهترین راه حل را همان خانواده ی تبریزی پیدا کردند خودکشی دست جمعی!!!! روشی که شما در پیش گرفته اید در آینده ای نزدیک دودمان همه تان را به باد خواهد داد. من اگر مسئول این کشور بودم و خودکشی خانوداه ای به دلیل فقر را می دیدم و آن وقت میلیون ها دلار هزینه صلح ستیزان فلسطینی و لبنانی و تروریست های انتحاری می کردم از غصه می مردم.
اما من زمانی که قدم در این راه گذاشتم همه این آرزوها را شدنی فرض کردم چون آنقدر در خود انرژی و پتانسیل این کار را می دیدم که کشورم را بسازم هنوز هم همینطور است فقط به آینده و آبادانی ایران فکر می کنم.
راه آزادی پر رهرو و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/06/01
سر فراز یاور ایران من پر غرور خاک ستارخان من. توهین به مردم آذربایجان محکوم است
در جریان توهین بی شرمانه مقامات جمهوری اسلامی که این بار در قالب روزنامه ایران و خبر نگار بخت برگشته آن ظاهر شد متاسفانه چندین تن از هم وطنانمان توسط نامردمان به قتل رسیدند از اینجا به عنوان عضو کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی به تمامی هموطنان ترک زبان تسلیت گفته و این قول را به همه این عزیزان می دهم که حکومت آینده ایران با احترام به عقاید و فرهنگ های قومی و قبیله ای در ایران شکل خواهد گرفت.
آذربایجان سر ایران است و شخصا علاقه ی وصف ناپذیری به هموطنان آذربایجانی دارم . توهین توسط هرگروه یا هر شخصیتی به این عزیزان خیانت به کشور است و من از هموطنان عزیز در آذربایجان می خواهم با تکیه بر مبارزات دموکراتیک حقوق خود را باز پس گیرند و بدانند ما نیز در کنارشان خواهیم بود.از این عزیزان می خواهم از هرگونه عملی که سبب شود رژیم حرکت آزادی خواهانه شما عزیزان را به تجزیه طلبی نسبت دهد خودداری کنید و بار دیگر ثابت کنید این گفته رژیم توطئه ای بیش نیست برای سرکوبتان. مطمئنا شما عزیزان با اعتقاد بر اینکه آذربایجان تمام وجود ایران است از این حرکات خودداری خواهید کرد . در مورد این موضوع بیشتر صحبت نمی کنم چون مطمئنم مردم آذربایجان تمام وجودشان ایران است و هرگز نامی از جدایی نخواهند برد. تمدن ایران در تبریز آرام گرفته و جدایی از ایران یعنی مرگ این کشور. این سرزمین ابر مردانی چون ستار خان را به ایران تقدیم کرده و تا امروز نیز بزرگانش همواره یاور ایران بوده اند هنوز هم این سرزمین بزرگ می پروراند و زارع زاده ها نمونه آن هستند.(ذات این سرزمین با بزرگ پروری همراه است ). بار دیگر عمل وقیحانه و بی شرمانه ی جمهوری اسلامی در توهین به این عزیزان را محکوم کرده و خواهان مجازات این افراد به خرم خیانت به کشور در دادگاهی ملی هستم.
در تمام طول این مبارزه و تا آخرین نفس در کنارتان خواهم بود.

ای سر سبز وطن آذر آبادگان من از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند پشت تو بی لرزه باد همچنان کوه سمند
سر فراز یاور ایران من پر غرور خاک ستارخان من
آنکه دلش می زند نبض جدایی در باد با او سخن می گویم تا نگه دارد به یاد :
آذرآبادگان من جان جانان من است قیمت خون ارس رگ ایران من است خانه شمش و زرتشت آبروی میهن است.
چه نزدیک تو باشم چه تو غربت غریب و دور تو را نمی دهم ز دست ای مرز عشق و شعر شور.
مگر بی تو می شود زمزمه ی ارس شنید مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید.
راه آزادی پر رهرو و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی