2006/05/31
مجاهدین خلق خطر همیشگی جامعه ایران
مجاهدین خلق . نامی که مدت هاست مردم ایران را در بهت فرو است.نامی که همیشه یک سر آن با ترور و جنایت های تروریستی مختلف همراه است و سر دیگر آن با خودرایی و مطلق گرایی.راستش نمی خواستم جمهوری اسلامی را خوشحال کنم ولی توهین های یکی از طرفداران این گروه به بسیاری از مبارزین سبب شد تا بسیاری از ناگفته ها را امروز بگویم.
امروز وقتی به کارنامه ی این گروه نگاه می کنیم چیزی جز خیانت به کشور ایران و مردم ایران نمی بینیم.وقتی حجت زمانی را اعدام کردند خشم و نارضایتی مبارزان به حدی بود که انگار نه انگار حجت زمانی با شلیک گلوله خمپاره آن هم در داخل شهر تهران منجر به مرگ عده ای از مردم شده است و گویا هدف سازمان های دولتی بوده است.اعدام در هر شرایطی محکوم است ولی به راستی چه کسی باید پاسخ گوی این همه خون به ناحق ریخته ی جوانان ایرانی باشد. گروه مجاهدین خلق گروهی که حتی زحمت محکوم کردن حکم اعدام فیض مهدوی را به خود نداد امروز کاسه ای به مراتب داغ تر از آش شده است و برای حکومت آینده ایران تصمیم می گیرد. خانم مریم رجوی را در شورای مقاومت به عنوان رئیس جمهور منتخب اعلام می کند فارغ از آنکه بداند مردم ایران از نام رجوی ها متنفرند. آقای مسعود رجوی که مسئول این همه جنایت در ایران هستند امروز نگرانند حقوقشان قطع نشود.حجت زمانی را آنقدر شستشوی مغزی دادند تا نگوید اشتباه کردم تا اعدام شد آنقدر به او گفتند از خون برادرت نگذر که فقط نام او باقی ماند. گویا مرده ها برای این گروه مهمتر از زنده ها هستند این سخن یکی از دوستان مبارز است.
حجت زمانی تروریست نبود ولی گروه مجاهدین خلق تروریست است اگر غیر از نیست پس فروغ جاویدان ها مروارید ها ،آفتابهاو چلچراغ ها چه هستند؟عملیات های کردکشی برای دفاع از صدام حسین چه هستند؟ دست همکاری دادن با حکومت بعث عراق چه معنی دارد؟ من از تمام کسانی که قصد دارند نام این گروه را از لیست گروه های تروریستی خارج کنند تقاضا دارم با بررسی این حقایق اقدام کنند. عوام فریبی این گروه تمامی ندارد و برای آنکه موقعیت از دست رفته را که با تار ومار حکومت صدام نصیبشان شده بازگردانند اعلام می کند مشی مسلحانه را کنار گذاشته اند.اگر چنین است پس چرا این قدر به زندانیان خود فشار می آورید که از مشی مسلحانه خود عذر نخواهند؟ اعدام این افراد چه چیز را نصیبتان میکند؟ زمانی که چین حق وتو خواست اعلام کرد ما بیش از یک میلیارد جمعیت دارم چرا ما حق وتو نداشته باشیم؟ شاید مجاهدین هم می خواهند آمار کشته ها را بالا ببرند تا بلکه موقعیتی نصیبشان شود.
این گروه ذاتا برای هر حکومتی خطر دارد چون مطلق گرا است چون همواره روی رفتارهای اشتباه خود پافشاری کرده برای یک بار نشده که بگویند ما در فلان کار اشتباه کردیم؟ خدا که نیستیم انسانیم و اشتباه همیشه جزیی از ماست. زیبا تر نبود اگر به حجت زمانی اعلام می شد شما از رفتار خود ظاهرا عذر بخواهید مثل خود شازمان که ظاهرا مشی مسلحانه را کنار گذاشت؟
به خدا مردم رغبت نکردند برای محکومیت اعدام حجت زمانی یک تجمع اعتراضی داشته باشند. بگذریم از اینکه رژیم هرفردی را در ارتباط با این سازمان دستگری کند سرنوشت نامعلومی را به او تحمیل می کند. این یک واقعیت است که رژیم در نفوذ به این سازمان موفق عمل کرده و بارها اتفاق افتاد که اعضای قدیمی و با سابقه این سازمان نفوذی بودند.
هر وقت گروه یا شخصی خاص محترمانه در خواست کرد به پیکره مبارزات دموکراتیک بپیوندید با نه بی شرمانه و بی ادبانه این گروه مواجه شد.
یک سری افراد هم از نام گروه استفاده کردند و با تلقین این موضوع که از مجاهدین هستند خود را به کشور های همسایه رساندند تاپناهنده شودند وموفق هم نشدند و با دیپورت مواجه شدند یا می شوند این افراد در تخریب چهره ی مجاهدین نیمی از ماجرا بودند. افرادی که نمی خواهم اسم ببرم ولی آنقدر بی شرم هستند که هر آنچه که لایق خودشان بود را به مبارزین راستین راه آزادی نصبت دادند.
آقایان ارتش آزادی بخش سالهاست بوی فساد گرفته و عملا دیگر وجود ندارد ولی برای تبلیغ همیشه ابزار بوده و هست. فریب جوانان بی گناه ایرانی در اروپا که پشت درهای بسته سازمان ملل برای پناهندگی مانده بودند و شستشوی مغزی آنان برای انجام عملیات های تروریستی و اعزام به اردن و در آخر به اردگاه اشرف جنایتی نیست که از یاد مردم ایران برود. رهبران مجاهدین می دانستند عملیات فروغ جاویدان از نطفه شکست خورده است ولی هزاران جوانان را قربانی شهرت طلبی خود کردند. رهبران مجاهدین باید در دادگاهی ملی زیر نظر حکومت مردمی ایران در آینده محاکمه شوند تا حداقل دل مادران جوانان به ناحق کشته شده در جنایاتشان اندکی آرام گیرد.امروز هم که لطف اینها نصیب مردم عراق شده و بارهای بار دخالت های بی دلیلشان بریا عراقی ها مشکل ساز شده است.امروز این گروه در لفاف مظلومیت سعی دارد چهره ی جلادانش را مثل قربانیان نشان دهد.بس است عوام فریبی.
مردم ایران شعور دارند و این گروه که گویا از قرون وسطی نشات گرفته همچنان سعی بر آن دارد که خود را وارث برحق حکومت آینده ایران نشان دهد . این را با تمام وجود می گویم نه به عنوان منتقد این گروه و نهبه عنوان یک فرد منتقد به حکومت فعلی مردم یاران از مجاهدین خلق و نامشان تنفر دارند . در جریان اعدام حجت زمانی با بسیاری از مردم صحبت کردم در اینترنت ، در دانشگاه همه و همه با این که اصلا نمی دانستند زمانی که بوده و چه کرده اعلام می کردند حقشان است.
اینجا بود که به عنوان حامی زندانیان سیاسی حرفی برای گفتن نداشتم. خواست مردم این است من بالاتر از خواست مردم قدم بر نمی دارم.
این سازمان که در ابتدای تولد همین حکومت سرکوبگر(جمهوری اسلامی ) همراه با آن بود و در جریان خلع سلاح بسیاری از مکان های نظامی نقش فعال داشت امروز به خاطر انکه آقای خمینی باج خواهی هایشان را با سرکوب پاسخ گفتند دشمن شماره یک حکومت شده اند غافل از اینکه دیگر برای مردم ایران مرده اند.سازمان دیده بان حقوق بشر بارها نقض حقوق بشر در این گروه را اعلام کرده اند ولی این گروه همچنان بر بی گناهی خود اصرار دارد.
کتابی در سه جلد منتشر شده است که سه دوره زمانی مجاهدین خلق را از ابتدای تولد تا امروز مورد بررسی قرار داده است برای کسانی که می خواهند از اعمال این سازمان باخبرشوند می تواند منبع خوبی باشد .نام این کتاب سازمان مجاهدین خلق- پیدایی تا فرجام(1344-1384) است .
راه آزادی پر رهرو به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/05/27
آمریکا خطرناک ترین دوست و دشمن مردم ایران
چندی پیش در مقاله ای تحت عنوان خطر آمریکا در کمین است به بررسی چگونگی مذاکرات ایران و امریکا پرداختم و در آنجا خطر وجود کشوری مانند آمریکا را توضیح دادم.اما سخنان جان بولتون در سازمان ملل نه تنها تاییدی بود بر گفته هایم بلکه به آن هایی که به آمریکا برای آزادی ایران دل بسته اند یک ایست محکم داد. بولتون اعلام کرد در صورتی که رژیم حاکم بر ایران دست از برنامه هسته ای بر دارد آمریکا از تغییر رژیم در ایران چشم پوشی می کند.این مطلب آنقدر مهم است که می توان صفحات فراوانی در مورد آن توضیح داد . آمریکایی ها که ید طولایی در دروغ گویی دارند با اعلام این مطلب علنا اعلام کردند آزادی مردم ایران و حقوق بشر هیچ اهمیتی برایشان ندارد و تنها و تنها امنیت خودشان و فرزند کوچکشان اسرائیل است که آن ها را سخت نگران کرده است. بوش رئیس جمهور این کشور بارها اعلام کرده است حساب مردم ایران از حکومت جداست، آمریکا دوست ایران دموکرات است . بارهای بار پنتاگون در گزارشات خود نقض حقوق بشر درایران را محکوم کرده است. اما وقتی برخورد آمریکا با لیبی و حاکم دیکتاتورش قذافی را می بینیم باید ایمان بیاوریم برای آمریکا هیچ فرقی بین جمهوری اسلامی و لیبی وجود ندارد و تنها بحث موجود امنیت آمریکاست و برای آنها هیچ اهمیتی ندارد که در این کشور ها چه می گذرد.
اینجاست که باید بگوییم آمریکا خطرناک ترین کشور برای آزادی خواهان ایران است . به این دلیل که در صورتی که رژیم از برنامه هسته ای دست بکشد دوست آمریکاست و مردمی که بر علیه این حکومت قدم بردارند این بار با آمریکا طرف است نه رژیم جمهوری اسلامی. آن اتفاق تلخی که در سال های ابتدایی همین انقلاب تجربه شد و دیده شد آمریکا بار ها به کمک رژیم پهلوی برای سرکوب مردم آمد.
مردم ایران به خصوص دانشجویان ایران باید به هوش باشند آمریکا در شرایط کنونی هیچ گونه ثباتی در تصمیم گیری ندارد و هر لحظه تصمیمی جدید می گیرد .این کشور گرفتار جنگ و تهدیدات امنیتی است و برای رهایی از این مشکلات دست به هر کاری می زند حتی اگر نیاز بشد سرکوب آزادی خواهان ایران در شرایط دوستی با این نظام.
راه آزادی پر رهرو به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/05/20
چرا ایرانیان برای کار در گروه تعریف نشده اند؟
ما ایرانیان خارج از هر خصوصیت خوبی که داشته باشیم خصوصیت های بدی هم داریم. موضوعی که ما ایرانیان را همیشه در هر شرایطی با بحران مواجه می کند عدم کارایی ما در کارهای گروهی است. ما هرگز نمی توانیم در گروه موفق باشیم. اماچرا؟ من یک روان شناس نیستم ولی وقتی به مبارزات مردم نگاه می کنم بسیاری از مشکلات را درک می کنم.
چند وقت پیش با یکی از دوستان صحبت می کردم ایشان سخنی از مهندس بازرگان را بازگو کرد بسیار جالب بود . ایرانیان هرگز انسان های منظمی نیستند و زمانی که در چارچوب گروه قرار می گیرند آنقدر منظم می شوند که گروه را به نابودی می کشند. این یکی از مشکلات است.
موضوع دیگر این است که ما در گروه هرگز از پیشرفت های یکدیگر خوشحال نمی شویم .به عنوان مثال وقتی می شنویم فلان فرد در کاری پیشرفت کرده با نهایت بی رحمی پیشرفت وی را به کاری خلاف نسبت می دهیم.
ما ایرانیان هرگز شایسته سالار نبوده ایم همیشه خود را بالاتراز بقیه می دانیم و همین موضوع سبب شده عده ای که هرگز تخصص اداره امور ندارند در صدر کار ها قرار گیرند امروز پزشک مسافرکشی می کند و مهندسین ما در امور دیگری غیر از تخصص خود مشغول کارند .
ما ایرانیان هرگز آینده نگر نبوده ایم همیشه کارها را انجام می دهیم و بعد از آن به آینده آن فکر می کنیم بدون آنکه برنامه ریزی داسته باشیم .
ما هرگز اجازه اظهار نظر را به یکدیگر نمی دهیم و همیشه عقیده مخالف را سرکوب کرده ایم .
ما ایرانیان پر توقع هستیم وقتی در گروه قرار می گیریم بهترین و بالاترین سمت را برای خود می خواهیم . وقتی به سمت ایده ال خود دست پیدا نمی کنیم یا از گروه خارج می شویم یا آنقدر از گروه فاصله می گیریم که فرقی با خروج از آن ندارد. خطرناک ترین نوع این مشکل آن است که فرد بعد از خروج از گروه بر ضد گروه قدم بردارد و تمام اسرار گروه را فاش کند.
کم کاری مشکل دیگری است که گروه های ما را دچار مشکل کرده است . اگر ساعت کاری یک ایرانی را ۸ است در نظر بگیریم به جرات می گویم ۷ساعت آن صرف امور غیر کاری می شود. صبحانه خوردن ،سیگار کشیدن، با تلفن صحبت کردن، خوابیدن، نماز خواندن و هواخوری همه و همه از فعالیت های در حین کار ایرانیان است.امروز در ایران هر ده نفر به سختی کار یک نفر را انجام می دهد. وقتی به کار کردن یک چینی نگاه می کنیم تازه می فهمیم کار یعنی چه؟ ساعت کاری این افراد نه کم می شود نه زیاد. معنی ندارد وقتی ما کاری را قبول می کنیم بگوییم وقت نداریم . باید در اختیار گروه بود.
ما ایرانیان هرگز اشتباهات خود را قبول نداریم. همواره بر موضع خود استوار بوده و هیچ گاه قبول نمی کنیم اشتباه کرده ایم . از اینجا می توان نتیجه گرفت ما ایرانیان ترسو هستیم. قبول اشتباهات نشان دهنده قدرت ماست.
بی فرهنگی در رفتار های ما موج می زند . همین دیروز بود با یکی از طرفداران یکی از گروهای سیاسی صحبت می کردم وقتی نظر خود را اعلام کردم هر آنچه که از دهانش آمد به من گفت. البته این موضوع ناراحتی ندارد این نشان دهنده فاصله شدید طبقاتی و فرهنگی بین ما ایرانیان است. فحاشی هنوز هم برای افرادی افتخار محسوب می شود. هنوز هم در بسیاری از جوامع ما درگیری های فیزیکی افتخار است .ادبیات بسیاری از گرو های سیاسی به قرون وسطی بر می گردد . اگر پاسخ نامه مهندس طبرزدی را که خطاب به مجاهدین خلق نوشته شده بود خوانده باشید متوجه منظورم می شوید .
کمتر افرادی در بین ایرانیان پیدا می کنیم فقط برای پیشرفت کشور تلاش کنند همه و هم برای پول و شهرت تلاش می کنند . یک آلمانی وقتی پیراهنی برای خود می بافد مالیات آن را سریعا پرداخت می کند ولی ما همواره از پرداخت مالیات فراری هستیم.
تمامی مشکلات ذکر آن چیزی بود که من پس از مدت ها بررسی به آن رسیده ام. البته تمامی این مشکلات زمانی راه حل پیدا می کنند که دولتی مردمی روی کار باشد. دولتی که وقتی به مردم می گوید کار کنید مردم شب و روز خود را برای پیشرفت کشور بگذرانند. دولتی که در کنار مردم باشد نه در مقابلشان.دولتی که برای مردمش ارزش قائل باشد بهترین ها را برای مردم خود بخواهد . در عوض کار خالصانه از مردم بخواهد.مطمئنا دولت فعلی ایران فاقد این خصوصیات است.
راه آزادی پر رهرو . به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/05/10
در مقابل نامت تعظیم می کنم
دکتر محمد مصدق قربانی دیکتاتوران حاکم بر ایران در هر زمانی
قلم از نوشتن نامتان معذور است. آنقدر بزرگ هستید که حتی در صفحات طولانی دفاترم جای نمی گیرید. در مقابل نامتان تعظیم می کنم و ابهت و وطن پرستی شما را الگوی آینده خود قرار خواهم داد. گرچه می دانم در حدی نیستم که به ذره ای از مرام شما دست پیدا کنم.
ای نگهبان مقدس ایران ،اگر زنده ایم به دلیل تلاش های شماست و اگر به ایرانی بودن خود می بالیم به دلیل نام نیک شماست. نامتان نفسم را درسینه حبس می کند در مقابل عظمت تلاشهایتان برای کشور توان راه رفتن را از دست می دهم. مگر بی نام شما می شود نام نفت در زبان آورد . یگانه منجی ایران اگر از خاک ایران نفت بیرون آمد از برکت ایرانی بودن شما بود . برای شما هیولای انگلیس موری بیش نبود .شما بودید که قصه ممتد سیاهی را از نوشته های ایرانیان پاک کردید و به جای آن زنده باد ایران نوشتید.شما بودیدکه در مقابل رژیم تباهگر ایران جنگیدید .و افسوس که دیکتاتور خود باخته وقت و مجال خدمت را از شما ربود. افسوس که ما ملت فراموش کار همیشه پول نفت در یادمان هست ولی هرگز نمی گوییم این نفت را چه کسی ملی کرد. افسوس که تلاشهایتان را عده ای مزدور وطن فروش بر باد دادند. و افسوس که نفتمان دیگر ملی نیست و همه وهمه در جیب اعراب صلح ستیز فرو می رود. افسوس که ما زنداه ایم و این فلاکت را می بینیم . وقتی برای بازسازی آرامگاهتان کمک می طلبند اشک در چشمانم حلقه می زند کسی نبود بگوید مصدق در آسمان هاست بر قله ی افتخار جای دارد. شاید او گمان نمی کرد از آن همه سخاوتش چیزی برای خودش باقی نماند.
کسی که سازمان های اطلاعاتی بزرگ دنیا را مبهوت خود کرده بود تا جایی که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) و انگلیس با همکاری عاملشان در ایران (شاه) توطئه سقوط دولتش را پایه ریزی می کنند. سازمان سیا با خرید فتوای رو حانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان و جمعی دیگر از اراذل و اوباش بعد از سقوط دولتش آنها رابه خیابان ها می ریزد. اوباش بعد از ساعت ها گارد محافظ نخست وزیری را نابود می کنند و خانه وی را بعد از غارت آتش می زنند.(شرمشان باد) و بعد از این جریان بود که مصدق و یارانش خود را به سرلشکر زاهدی تسلیم کردند. آمریکا و بریتانیا محمد رضا پهلوی دست نشانده خود را به عنوان شاه ایران معرفی کردند.مصدق بعد از این جریانات دردادگاهی به سه سال زندان محکوم شد و بعد از گذارندن زندان به احمد آباد تبعیدشد و تا پایان عمر در آنجا ماند. دکترمصدق وصیت کرده بود در ابن باویه در کنار یارانش دفن شود.ابر مرد تاریخ ایران در 14 اسفند1345 بر اثر خونریزی داخلی درگذشت.
ترس شاه حتی از جسد او مانع از دفن وی در ابن باویه شد و وی در ملک خود در دهکده ی احمد آباد دفن شد.
دکتر مصدق شخصیتی نیستند که به همین راحتی بتوان در موردشان صحبت کرد کسی که خرج آشپز خانه شاه را هم به حیطه ی قانون وارد می کند شخصیتی نیست که اصلا در بحث کوتاه من بگنجد.

گفته می‌شود وقتی مصدق مطلع شد براي معالجه وي قرار است پزشک از خارج به بالينش آورند وي گفته بود: لعنت بر من و بر هرکس ديگر که در اين زمان خرج چندين خانوار اين ملت فقير را صرف آوردن دکتر از خارجه بنمايد. من خاک پاي اين ملتم وصيت مصدق که حاوي اين مطلب بود که وي را در مزار شهداي قيام 30 تير دفن نمايند حاکي از آن است که مصدق حتي کالبد بي جان خود را از آن اين مردم مي دانست. ولی ترس و وحشت .
يک روزنامه نگار فرانسوي معتقد است :مخالفان مصدق او را انگلوفيل مي ناميدند، روسها به او لقب نوکر امپرياليسم آمريکا داده بودند. انگليسي ها بر او برچسب کمونيست زده بودند، اما سرانجام روشن شد مصدق یک قهرمان ملي بود که بدون هيچ پشتيباني خارجي در راه استقلال و آزادي ميهنش مي جنگيد.
دکتر در دادگاه نظامی در دفاع از خود می فرمایند:
در طول تاريخ مشروطيت ايران اين اولين بار است که يک نخست وزير قانوني مملکت را به حبس و بند مي کشند و روي کرسي اتهام مي نشانند... به من گناهان زيادي نسبت داده‌اند ولي من خودم مي دانم که يک گناه بيشتر ندارم و آن اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملي کوتاه کرده ام ... مردم اين مملکت مي دانند که وضع من در بسياري جهات با وضع مارشال پتن فرانسوي بي شباهت نيست و من هم سالخورده و به وطن خود خدمتي کرده ام. من هم مثل او در اواخر عمر به روي کرسي اتهام نشسته ام و شايد مثل او محکوم شوم ولي همه نمی‌دانند بين من و او يک تفاوت آشکار است. پتن به جرم همکاري با دشمن ملت فرانسه به دست ملت فرانسه محاکمه شد و من به گناه مبارزه با دشمن مليت ايران به دست عمال بيگانگان
این است که می گویم مصدق تنها شخصیت است که دیگر در ایران شبیه او زاده نخواهد شد. یک عجبوبه یک معجزه. نمیدانم در وصف چه بگویم او یک پیامبر بود پیامبر ملت ایران.مصدق معجزهی تاریخ بوده هست و خواهد بود. دنیا دیگر شبیه مصدق را نخواهد یدو دیکتاتوران حاکم بر یاران خوشحال باشند مصدق دیگر زنده نیست ولی نام مصدق هنوز هم لرزه بر پیکرهی استبداد می اندازد.
راستش دلیل نوشتن این مقاله بحث و اخراج من از کلاس درس در دانشگاه بود . جایی که استاد بی شرمانه دکتر مصدق را مورد هجوم قرار داده بود. گویا فراموش کرده بود از زحمات همین ابر مرد است که حقوق می گیرد و چه راحت نمکدان را می شکند. وقتی از دکتر مصدق سخن به میان آورد گمان می کردم از او تمجید نخواهد کرد آماده ی پاسخ شدم. بحث ادامه داشت . استاد صحبت می کرد و من و چندی دیگر از دانشجویان پاسخ می دادیم. و وقتی کلمه مردک را در مورد او بر زبان آورد انگار که منفجر شده باشم به او گفتم حرف دهانش را بفهمد استاد هم که شاید منتظر این پاسخ نبود به من گفت شما دیگر سر کلاس من نیایید. من انگار سبک شده بودم وقتی دهان او را بستم و به او گفتم اگر دستتان را جیبتان کنید می فهمید آن پول از کجا آمده است .یک واحد از بین رفت ولی آن مردک هم درس خوبی گرفت.


جامعه‌شناسی نخبه کشی : علی رضا قلی
مصدق : علی جانزاده
مصدق و نطقهاي تاريخی او : حسين مکی
خاطرت و تالمات دکتر مصدق : محمّد مصدق
ناسیوناليسم ايرانی : ريچارد کاتم
زندگی نامه مصدق : بهمن اسماعيلی
تاريخ ملی شدن صنعت نفت : فواد روحانی
محاکمه و دفاع دکتر مصدق : محمّد مصدق
2006/05/07
به کارزارجهانی دفاع از زندانیان سیاسی بپیوندید
يكشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
همزمان با نوروز امسال ، قوه قضائيه جمهوري اسلامي اجراي حكم اعدام ولي الله فيض مهدوي را به وي ابلاغ كرد. طبق اعلام آنها، روز 26 ارديبهشت ماه 1385 براي اجراي حكم در نظر گرفته شده است.
در اين مدت مقامات زندان چندين بار ولي الله فيض مهدوي را به دليل پخش اخبار اعدام خود مورد مواخذه و بازخواست و تهديد قرار داده اند.
ما امضا كنندگان زير ضمن ابراز نگراني نسبت به اجراي حكم اعدام ولي الله فيض مهدوي و تلاش براي لغو حكم او، از هموطنان گرامي در سراسر دنيا درخواست مي كنيم در اين حركت گشترده و جهاني براي دفاع از زندانيان سياسي به اين حركت جهاني بپيوندند.
ما تلاش خواهيم كرد تا كارزار جهاني براي دفاع از زندانيان سياسي و حقوق بشر در ايران در ابعاد گسترده تري ادامه داشته باشد.

لطفا برای امضای این متن به منظور تایید آن و یا همکاری با این اقدام به آدرس
komitedefa@gmail.com پست الکترونیکی تماس بگیرید.

امضاها:
كاوه شيرزاد فعال سياسي – دانشجو – ايران
عباس شکوهی عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
امیر رضا امیربختیار عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
گل آذين رهايي عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
يونس حسن پور عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
استاتيرا راستين عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
شيوا نهاوندي عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
علي بيكس عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
آرسم آزاد عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
ناناز اويسي عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
حسن زارع زاده اردشير عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي
محمد حسين جاويدي عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي – لندن
مهدي تيامي عضو كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي – بلژيك
رضا آريا راد فعال سياسي
رومينا حسيني دانشجو - ايران
كامبيز دلجوان فعال سياسي و حقوق بشري - ايران
ابراهيم فاطمي ايران
شيرين صالحي دانشجو ايران
هيمن محمودي ايران
عيسي كمال دانشجو - ايران
علي تيرداد فعال سياسي - ايران
بابك فاطمي فعال سياسي – ايران
مهدي خدائي فعال سياسي – ايران
ناهيد حسيني روزنامه نگار
فتحيه زركش يزدي فعال سياسي حقوق بشري- اروپا
منوچهر مقصور نيا فعال سياسي - اروپا
خسرو چاووشي فعال سياسي - اروپا
كيومرث نويدي فعال سياسي - اروپا
نيلوفر بيضائي فعال فرهنگي و سياسي - آلمان
حسين هراتي نژاد روزنامه نگار و فعال سياسي - هلند
مهندس سام قندچي ناشر و سردبير ايران اسكوپ
ويكتوريا آزاد فعال سياسي در سوئد
داريوش مجلسي فعال سياسي – هلند
محسن صادقي فعال سياسي ايران
نگار شاهپري فعال فرهنگي ايران
امير عزتي نويسنده و فيلمساز
شيوا مقدم فعال سيا سي – اروپا
حميد برهاني بلژيك
اكبر زرگر فعال سياسي – كانادا
فرناز اشتاني آلمان
شهرام ناصري فرانسه
رامین مولائی فیلم پرداز (برلین)
دكتر پويا دايانيم فعال سياسي – اروپا
مينو شفيعي فعال سياسي – اروپا
كيا جاويد فعال سياسي – اروپا
مجيد ستاري فعال سياسي – سوئد
طاهره خرمی جامعه شناس – هلند
محمدرضا اسکندری کارشناس علوم اجتماعی – هلند
عاصفه اسکندری دانش آموز سال چهارم دبیرستان – هلند
رويا تيموري نماینده کمیته علیه اعدام در آمریکا
سينا فيروز ايران
بابک کامکار دانشجو – هلند
محمد حسیبی فعال سیاسی - آمریکا
نیما ناصرآبادی فعال سیاسی - آلمان
هادی یوسفی فعال حقوق بشر - دانمارک
جلیل نیکمنش فعال سیاسی - آلمان
معصومه دریس نقاش - آلمان
حميد رضا ظريفي نيا فعال سياسي
عباس مظاهری سابقه ۱۴ سال زندان در رژیم قبلی
فریدون گیلانی زندانی سیاسی سابق
حسین دریانی بازیگر - آلمان
مريم افشار ایران
دامون گلریز دانشجو - هلند
علی مدبر
رضا رضایی
عباس مظاهری
رضا رستگار
بهرام راسخي
حبيب شمس
علي خلف زاده
فاطمه آهنين
مسعود خلف زاده
نرگس رسولي
امير آهنين
ميلاد آهنين
آذر غيبي
ميثاق آهنين
اكبر رسولي
منصوره مستوفي
محمد الهي فرد
آريا الهي فرد
سعيد خلف زاده
سميرا دلامي
سعيد كاوه
سهراب انصاري
پروين جعفري
لیلا علمی
کمال عترتی
امیر عباس امیری انگلستان
سیروس عصری
علی اکبر محمدی آلمان
مسعود مجیری دانشجوی اخراجی
امین کرد ایران
زری عرفانی سوئیس
رضا شمس
کاک هیوا
حجت الاسلامی
---------------------------
نهاد هاي حمايت كننده:
كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي – ايران
كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان – ايران
کانون دفاع از دمکراسی در ایران – هلند
خانواده عزت ابراهيم نژاد - ایران
کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر و دمکراسی - هلند
کمیته دفاع از حقوق بشر در شمالغرب ایران
تشکل جهانی نجات ایرانیان (Iransos)
سازمان مبارزان
و ...
http://komitedefa.mihanblog.com/More-170.ASPX
2006/05/02
رئیس حراست یا سردسته جانیان، دردنامه یک دانشجوی دختر
از خبرنامه امیرکبیر
در دانشکده و خوابگاه حرف و حدیث های بسیاری درباره گودرزی رئیس حراست دانشگاه شنیده بودم اما باورم نمی شد تا اینکه خودم نیز شنیده ها را لمس کردم. شنیده بودم که این آقا از دخترانی که در کمیته انضباطی پرونده دارند سوء استفاده می کند و نیز شنیده بودم که یکبار این آقا در اوج وقاحت یک شب دختری را از خوابگاه با خود برده است. کجا؟ چه کسی می داند .
یکروز نامه ای به دستم رسید که باید به خاطر مشکلات اخلاقی به حراست دانشگاه مراجعه کنم. زمای که برای اولین بار با گودرزی مواجه شدم با عتاب با من برخورد کرد که تو دانشگاه را با فاحشه خانه اشتباه گرفته ای من می دونم باهات چیکار کنم ازدانشگاه اخراجت می کنم و …….
من به شدت ترسیده بودم و از شدت ترس می لرزیدم فکر اینکه از دانشگاه با خانواده ام تماس بگیرند دیوانه ام می کرد چه رسد به اینکه اخراج شوم به خصوص اینکه هیچ کاری نکرده بودم جز اینکه مطابق میلم لباس پوشیده بودم وقتی شنیدم گفت که به خاطر رابطه نامشروع به کمیته انضباطی خواهم رفت داشتم سکته می کردم وهمینطور اشک می ریختم .
اما هرچه می گذشت رفتار گودرزی نرم تر می شد و از تهدیدها و عتاب هایش کمتر می شد و بهم دلداری میداد و من گمان می کردم که گریه هایم اثر کرده و او حرفم را باور کرده که من کاری خلافی انجام نداده ام .
آن روز تمام شد و همه چیز به روال سابق بود تا یک هفته بعد که گودرزی بهم زنگ زد و گفت به زودی پرونده ام در کمیته انضباطی فعال خواهد شد. زمانی که گریه کردم گفت یک راه حل دارد و گفت که فلان روز فلان جا باشم تا راهنمائیم کند. من احمق که حرف های او را باور کرده بودم و فکر می کردم که او می خواهد کمکم کند سر قرار رفتم. او گفت سوار ماشینش شوم تا چرخی بزنیم.
همه چیز به سرعت گذشت تا اینکه کار از کار گذشته بود. اصلا نمی توانستم باور کنم که به خاطر هیچ و پوچ حیثیت و زندگی ام را از دست داده ام. ازترس گودرزی و تهدیدهای او به هیچ کس چیزی نگفتم تا اینکه در سایت عصر نو مطلبی را درباره یکی از هم دانشگاهی هایم که کشته شده است و گویا او هم مثل من اسیر گودرزی شده بود خواندم .
اکنون من همه چیز خود را از دست داده ام و هیچ چیز را نمی توانم اثبات کنم اما از کسانی که دستشان به جائی می رسد می خواهم حق این آدم پست را کف دستش بگذارند. و جلوی گودرزی و گودرزی ها را که از سمت خود سوءاستفاده می کنند بگیرند از مسئولین کشور هیچ توقعی ندارم چون می دانم همه از یک جنس اند بنابراین این نامه را خطاب به مردم ایران نوشتم .
ه. م دانشجوی ستم دیده دانشگاه علامه طباطبائی