ما ایرانیان خارج از هر خصوصیت خوبی که داشته باشیم خصوصیت های بدی هم داریم. موضوعی که ما ایرانیان را همیشه در هر شرایطی با بحران مواجه می کند عدم کارایی ما در کارهای گروهی است. ما هرگز نمی توانیم در گروه موفق باشیم. اماچرا؟ من یک روان شناس نیستم ولی وقتی به مبارزات مردم نگاه می کنم بسیاری از مشکلات را درک می کنم.
چند وقت پیش با یکی از دوستان صحبت می کردم ایشان سخنی از مهندس بازرگان را بازگو کرد بسیار جالب بود . ایرانیان هرگز انسان های منظمی نیستند و زمانی که در چارچوب گروه قرار می گیرند آنقدر منظم می شوند که گروه را به نابودی می کشند. این یکی از مشکلات است.
موضوع دیگر این است که ما در گروه هرگز از پیشرفت های یکدیگر خوشحال نمی شویم .به عنوان مثال وقتی می شنویم فلان فرد در کاری پیشرفت کرده با نهایت بی رحمی پیشرفت وی را به کاری خلاف نسبت می دهیم.
ما ایرانیان هرگز شایسته سالار نبوده ایم همیشه خود را بالاتراز بقیه می دانیم و همین موضوع سبب شده عده ای که هرگز تخصص اداره امور ندارند در صدر کار ها قرار گیرند امروز پزشک مسافرکشی می کند و مهندسین ما در امور دیگری غیر از تخصص خود مشغول کارند .
ما ایرانیان هرگز آینده نگر نبوده ایم همیشه کارها را انجام می دهیم و بعد از آن به آینده آن فکر می کنیم بدون آنکه برنامه ریزی داسته باشیم .
ما هرگز اجازه اظهار نظر را به یکدیگر نمی دهیم و همیشه عقیده مخالف را سرکوب کرده ایم .
ما ایرانیان پر توقع هستیم وقتی در گروه قرار می گیریم بهترین و بالاترین سمت را برای خود می خواهیم . وقتی به سمت ایده ال خود دست پیدا نمی کنیم یا از گروه خارج می شویم یا آنقدر از گروه فاصله می گیریم که فرقی با خروج از آن ندارد. خطرناک ترین نوع این مشکل آن است که فرد بعد از خروج از گروه بر ضد گروه قدم بردارد و تمام اسرار گروه را فاش کند.
کم کاری مشکل دیگری است که گروه های ما را دچار مشکل کرده است . اگر ساعت کاری یک ایرانی را ۸ است در نظر بگیریم به جرات می گویم ۷ساعت آن صرف امور غیر کاری می شود. صبحانه خوردن ،سیگار کشیدن، با تلفن صحبت کردن، خوابیدن، نماز خواندن و هواخوری همه و همه از فعالیت های در حین کار ایرانیان است.امروز در ایران هر ده نفر به سختی کار یک نفر را انجام می دهد. وقتی به کار کردن یک چینی نگاه می کنیم تازه می فهمیم کار یعنی چه؟ ساعت کاری این افراد نه کم می شود نه زیاد. معنی ندارد وقتی ما کاری را قبول می کنیم بگوییم وقت نداریم . باید در اختیار گروه بود.
ما ایرانیان هرگز اشتباهات خود را قبول نداریم. همواره بر موضع خود استوار بوده و هیچ گاه قبول نمی کنیم اشتباه کرده ایم . از اینجا می توان نتیجه گرفت ما ایرانیان ترسو هستیم. قبول اشتباهات نشان دهنده قدرت ماست.
بی فرهنگی در رفتار های ما موج می زند . همین دیروز بود با یکی از طرفداران یکی از گروهای سیاسی صحبت می کردم وقتی نظر خود را اعلام کردم هر آنچه که از دهانش آمد به من گفت. البته این موضوع ناراحتی ندارد این نشان دهنده فاصله شدید طبقاتی و فرهنگی بین ما ایرانیان است. فحاشی هنوز هم برای افرادی افتخار محسوب می شود. هنوز هم در بسیاری از جوامع ما درگیری های فیزیکی افتخار است .ادبیات بسیاری از گرو های سیاسی به قرون وسطی بر می گردد . اگر پاسخ نامه مهندس طبرزدی را که خطاب به مجاهدین خلق نوشته شده بود خوانده باشید متوجه منظورم می شوید .
کمتر افرادی در بین ایرانیان پیدا می کنیم فقط برای پیشرفت کشور تلاش کنند همه و هم برای پول و شهرت تلاش می کنند . یک آلمانی وقتی پیراهنی برای خود می بافد مالیات آن را سریعا پرداخت می کند ولی ما همواره از پرداخت مالیات فراری هستیم.
تمامی مشکلات ذکر آن چیزی بود که من پس از مدت ها بررسی به آن رسیده ام. البته تمامی این مشکلات زمانی راه حل پیدا می کنند که دولتی مردمی روی کار باشد. دولتی که وقتی به مردم می گوید کار کنید مردم شب و روز خود را برای پیشرفت کشور بگذرانند. دولتی که در کنار مردم باشد نه در مقابلشان.دولتی که برای مردمش ارزش قائل باشد بهترین ها را برای مردم خود بخواهد . در عوض کار خالصانه از مردم بخواهد.مطمئنا دولت فعلی ایران فاقد این خصوصیات است.
راه آزادی پر رهرو . به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی