2006/10/22
این روزها می گذرد

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست / برای مرگ هم در خانه جا نیست / اگر خاموش بشینم روا نیست!

بعد از آزادی کیانوش اگر فرصتی باشد از همه چیز خواهم گفت . این هم آدرس کارزار آزادی کیانوش

2006/10/17
دانشجویان همچنان معترض/ انتصاب نه، انتخاب

تصاویر امروز دانشگاه پلی تکنیک( مسجد محل تجمع منتصبین - درگیری انتظامات دانشگاه  با منتخبین دانشجویان


انجمن بسیجی تعطیل باید گردد ، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد
این روزها اعترضات دانشجویان شدت می گیرد و مهم ترین اینها را می توان اعتراض دانشجویان دانشگاه امیر کبیر به ادامه بازداشت کیوان انصاری و اعتراض به انجمن اسلامی منتصب دانشگاه دانست. دانشجویان این دانشگاه با برپایی تجمعات اعتراضی آتش عدالت خواه جنبش دانشجویی را شعله ور تر می کنند و نیروهای سرکوبگر با هر ترفندی قصد دارند دانشجویان راوادار به سکوت کنند . در تابستان گذشته فشار بر دانشجویان به اوج خود رسید .بازداشت،اخراج ،احکام تعلیقی، ممانعت از ثبت نام و...اما دانشجویان با اعتراضات اخیر خود نشان دادند هر چه فشار بیشتر شود دامنه اعتراضات هم بیشتر می شود.
مهم ترین مساله ای که می توان به آن پرداخت تحت فشار قرار دادن انجمن های اسلامی است که در دانشگاه امیر کبیر این مساله با انتصاب افرادی غیر مسئول توسط مسئولین دانشگاه به اوج خود رسید این افراد عمدتا همان بسیجی ها خادم نظام هستند . این یعنی تمام اندیشه ی نیروهای سرکوب برای پایان دادن به اعترضات دانشجویی .
وقتی دانشجوی معترض را از دانشگاه اخراج می کنند ،وقتی مانع ثبت نام دانشجوی نو اندیش در دانشگاه می شوند، وقتی فعالین دانشجویی را به زندان می افکنند به گمان خود دانشجویان را از میدان مبارزه خارج کرده اند
دانشگاه امیر کبیر همچنان خبر ساز است
اعتراض نایب دبیر منتخب انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کیبر به حضور مجید انصاری در جمع اعضای منتصب انجمن اسلامی این دانشگاه در نوع خود شجاعانه است علی عزیزی می گوید:
اگر انصاري به عنوان يك نيروي چپ سنتي و يكي از كانديداهاي انتخابات خبرگان به راي مردم اعتقاد دارد، چگونه در مراسم تشكلي حضور مي‌‏يابد كه كاملا برخلاف راي دانشجويان به وجود آمده است.علی عزیزی حضور و سخنراني در يك تشكل غيرقانوني و تحميلي را دور از اخلاق و فرصت‌‏طلبي صرف خواند و گفت: اگر افرادي كه امروز خود را به عنوان انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير معرفي مي‌‏كنند، تفكر چپ داشتند، اقدام آقاي انصاري يك بي‌‏اخلاقي نبود اما حضور در تشكلي با تفكرات راست و تحميلي، هيچ توجيهي ندارد.عزيزي افزود: چطور چپ سنتي راي مردم را اصل مي‌‏داند اما يكي از افراد آن، در تشكلي غيرقانوني و تحميلي حاضر مي‌‏شود تا درباره اهميت راي مردم در انتخابات خبرگان صحبت كند.
از دانشگاه پلی تکنیک خبر می رسد ، برنامه انجمن اسلامي دانشجويان منتصب مسوولان دانشگاه اميركبير با تجمع حاميان انجمن اسلامي منتخب دانشجويان در محل برگزاري اين برنامه برگزار نشد .دانشجویان معترض مانع برگزاری برنامه ی مراسمی شدند که در آن مجید انصاری کاندیدا عضویت در مجلس خبرگان ،محسن قمي، نماينده رهبري در دانشگاه‌‏ها وآخوند كعبي، نماينده مجلس خبرگان حضور داشتند .مسئولین برگزاری این مراسم که با تجمع دانشجویان مواجه شدند به ناچار مکان برگزاری را از سالن آمفی تئاتر به مسجد دانشگاه تغییر دادند .
در ابتدا درگیری ها دانشجويان حامي انجمن اسلامي با حضور در صحن دانشگاه و با خواندن سرود يار دبستاني و راهپيمايي در دانشگاه، اعتراض خود را ابراز داشتند و پس از آن با حضور در مقابل در سالن آمفي تئاتر خواستار حضور در سالن شدند كه انتظامات دانشگاه از اين اقدام جلوگيري كرد كه اين ممانعت باعث ايجاد درگيري‌‏هايي بين دانشجويان و مسئولان انتظامات دانشگاه شد.در زمان حضور دانشجويان در مقابل آمفي تئاتر تعدادي از دانشجويان به وضعيت حاكم بر دانشگاه اعتراض كردند. دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردهايي با عناوين «انجمن بسيجي تعطيل بايد گردد» و با شعارهاي همچون «دانشجو مي‌‏ميرد، ذلت نمي‌‏پذيرد» انتقادات خود را اعلام كردند.
سپس انتظامات دانشگاه اجازه داد تا دانشجويان در سالن آمفي‌‏ تئاتر حضور يابند كه به اين ترتيب همه دانشجويان وارد سالن شدند و تقريبا سالن پر شد. پس از چند دقيقه‌‏اي، آيت‌‏الله كعبي در سالن حضور يافت اما ساير سخنرانان از حضور در مراسم خودداري كردند.در ادامه اين مراسم، اعضاي انجمن اسلامي منتصب مسئولان دانشگاه روي سن رفتند تا آغاز برنامه را اعلام كنند اما اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان با حضور روي سن مانع برگزاري برنامه شدند. اعضاي انجمن اسلامي منتصب مسئولان دانشگاه خواستار گفت‌‏وگو با دانشجويان بودند اما اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان با تاكيد بر اينكه آنها را انجمن اسلامي نمي‌‏دانند، حاضر به گفت‌‏وگو نشدند. همچنين دانشجويان به محض شروع به صحبت يكي از اعضاي انجمن اسلامي منتصب مسئولان دانشگاه، وي را «هو» مي‌‏كردند اما اظهارات اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان با سوت و كف حاضران همراه بود.سرانجام اعضاي انجمن اسلامي منتصب مسئولان كه تعداد آنها بسيار اندك بود با اعلام اينكه برخي افراد باعث اخلال در برگزاري مراسم شدند، سالن را به همراه كعبي ترك كردند و با حضور در مسجد دانشگاه، برنامه خود را برگزار كردند .
اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان اميركبير نيز با قرار گرفتن در پشت تريبون به تشريح وضعيت فعلي دانشگاه و انتقاد از برخوردها و احكام كميته انضباطي در قبال اعضاي انجمن پرداختند.علي صابري، دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان با اشاره به تهديد خود در شب گذشته، گفت: دوشنبه شب در حسينيه ارشاد ماموران با تهديد به من اعلام كردند كه فردا نبايد در دانشگاه حضور يابم.وي همچنين به غيرقانوني اعلام كردن انجمن اسلامي توسط مسوولان دانشگاه اشاره كرد و ادامه داد: اگر بناست قانون رعايت شود، اين همه بي‌‏قانوني براي چيست؟ چرا از ما مي‌‏خواهند قانون را رعايت كنيم اما خود مسوولان اين چنين خلاف قانون رفتار مي‌‏كنند.صابري احكام صادره كميته انضباطي براي دانشجويان را غيرقانوني خواند.وي با اشاره به جمع‌‏آوري سه نشريه دانشجويي در روزهاي اول مهر ماه، گفت: زماني كه روز شنبه براي ثبت نام آمديم، فايل همه ما را بسته بودند در حالي كه تا چهارشنبه هفته پيش از آن، همه فايل‌‏ها باز بود. روز اول, دوم و سوم سه نشريه دانشجويي را جمع كردند و روز چهارم هم مي‌‏خواستند نشريه «خط صفر» را جمع كنند كه نگذاشتيم. همه اين اقدامات مسوولان دانشگاه غيرقانوني است و اگر فردا هم به من بگويند ديگر حق حضور در دانشگاه را ندارم، فقط يك معني دارد، اينكه دانشگاه باز هم كار غيرقانوني مي‌‏كند.دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان اميركبير افزود: يكي ديگر از اقدامات مسوولان دانشگاه برداشتن تابلوي روابط عمومي و سر در مسجد است كه روي آن نوشته شده بود: «بنا شده توسط انجمن اسلامي».وي با اشاره به تشكيل انجمن اسلامي توسط مسوولان دانشگاه، گفت: زماني كه شوراي عمومي انجمن اسلامي در دانشگاه وجود دارد، دليلي ندارد كه مسوولان به كسان ديگري مجوز تشكيل انجمن اسلامي بدهند. طبق آيين‌‏نامه زماني كه شوراي مركزي انجمن اسلامي غيرقانوني اعلام مي‌‏شود، يك ماه بايد به شوراي عمومي فرصت دهند تا انتخابات را برگزار كند اما اين فرصت به ما داده نشد و خود مسوولان انجمن اسلامي را تشكيل دادند.همچنين عباس حكيم‌‏زاده، ديگر عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان گفت: طبق آيين‌‏نامه دانشجو حق دارد در جلسه بررسي كميته انضباطي حضور يابد و دفاعيات خود را به صورت شفاهي بيان كند اما بسياري از احكام تعليقي كه كميته انضباطي براي دانشجويان صادر كرده، بدون حضور آنها بوده است زيرا اعضاي كميته انضباطي دانشگاه اميركبير با اين شرط حاضر به حضور در اين كميته شدند كه اسامي آنها فاش نشود، وقتي هم كه ما اعتراض كرديم، دبير هيات نظارت گفت كه مي‌‏توانيم كار غيرقانوني انجام مي‌‏‏دهيم. شما هم به هر جا خواستيد شكايت كنيد.حكيم‌‏زاده گفت: بحث بر سر اقدامات قانوني و غيرقانوني نيست، مساله اين است كه پروژه‌‏اي براي پلي‌‏تكنيك و دانشگاه تهران تدارك ديده شده است و مديريت دانشگاه هم در اين پروژه فقط يك مهره است.وي با بيان اينكه مديريت فرهنگي از جمع شدن نشريات دانشجويي ابراز نگراني مي‌‏كند، گفت: مساله اين است كه در پروژه در دست اقدام، نشريات دانشجويي نبايد توزيع شوند، مديريت دانشگاه هم در اين باره هيچ‌‏كاره است.حكيم‌‏زاده ادامه داد: اگر بحث بر سر قانونمندي است، آقايان خود را در معرض راي مي‌‏گذاشتند. موجوديت انجمن به ساختمان نيست بلكه در ذهن همه دانشجويان جاي دارد. در پايان اين مراسم قطعنامه‌‏اي قرائت شد كه در آن از اقدامات مديريت دانشگاه انتقاد شد.در اين قطعنامه آمده است: ما دانشجويان پلي تكنيك بدين‌‏وسيله انزجار خود را از اقدامات خلاف شرع, عرف و قانون رياست دانشگاه و نهادهاي امنيتي ابراز مي‌‏داريم و اعلام مي‌‏كنيم كه هيچ تشكل و نهادي را جز انجمن اسلامي دانشجويان پلي تكنيك با سابقه 47 ساله به عنوان نماينده خود در اين دانشگاه نمي‌‏شناسيم و از غاصبان انجمن كه به ناحق بر كرسي اين تشكل مبارز تكيه داده‌‏اند، مصرانه مي‌‏خواهيم كه چهره رسواي خويش را بيش از پيش در جمع دانشجويان آزاده پلي تكنيك رسوا نسازند.
تمامی این اعتراضات دانشجویی یک مهم را بازگو می کند و آن این است که مسئولین نظام در برنامه ی خود و اجرای آن دچار اشتباه شده اند و جنبش دانشجویی هرگز ذلت را نمی پذیرد و سکوت نخواهد کرد . فصل جدید دانشگاه ها با اعتراضات د دانشجویی شروع می شود که نیروهای سرکوب انتظار آن را نداشتند .
در واقع وقتی آن همه حکم تعلیق و اخراج را صادر کردند نز خود گمان می کردند در آغاز سال هیچ مشکلی نداشته باشند اما دانشجویان با غیرت پلی تکنیک نشان دادند با این اقدامات دچار ترس و وحشت نشده و به راه خود ادامه می دهند دامنه اعتراضات دانشجویی تا چندی دیگر همه گیر خواهد شد و در کلیه دانشگاه های ایران شاهد اعترضات دانشجویان به رفتار های دانشجو ستیز خواهیم بود .تا زمانی که نیروهای سرکوب دست از اعمال فشار بردانشجویان برندارند هر روز شاهد این گونه اعتراضات خواهیم بود و جنبش دانشجویی حتی یک قدم به عقب باز نمی گردد و به سرکوبگران باج نخواهد داد . چندی قبل در مطلبی آوردم سرکوبگران با این رفتار خود به دانشجویان اعلام جنگ می کنند و خواهند دید دانشجویان مقابله خواهند کرد و امروز می بینیم که دانشجویان همچنان برگ برنده را در این جدال نا برابر در دست دارند .

زنده باد آزادی،زنده باد جنبش دانشجویی
راه آزادی پر رهرو وبه امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/10/16
چشم و چراغ مردم از نو دوباره پا شو

ahmad batebi

احمد باطبی دانشجوی زندانی فاجعه ی 18 تیر ماه سال 1378 دیروز با قرار وثیقه ای که تبدیل به 300 میلیون شد از بند 209زندان اوین برای مدت دو روز آزاد شد. هنوز مشخص نیست دلیل بازداشت احمد باطبی چه بوده است !سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده بود دوران مرخصی وی تمام شده است و به دلیل عدم مراجعه ی وی به زندان او را بازداشت کرده اند . آقای سخنگو با خود مرور نمی کند پس چرا باطبی را به سلول انفردای انتقال داده اند؟ اگر عدم مراجعه به زندان دلیل این بازداشت است پس چرا وی رابه بند عمومی منتقل نکرده اند؟ مرخصی 48 ساعته در حالی به احمد باطبی تعلق گرفته است که وی سه ماه است در سلول انفرادی نگهداری می شود . نگهداری زندانی در سلول انفرادی نقض مسلم حقوق بشر است و جمهوری اسلامی همچنان وجود چنین بند هایی را انکار می کند ! مسئولین قوه قضاییه و وزارت اطلاعات به این سوال پاسخ نمی دهند که اگر چنین سلول هایی وجود ندارد پس چرا از بازدید نمایندگان مجلس از بنده 209 جلوگیری می شود؟
جمهوری اسلامی آزادی یک زندانی رابا 100 میلیون تومان معامله می کند در حالی که اصولا تحمیل چنین مبالغی به خانوده زندانی نقض قانون اساسی نظام است.خلیل بهرامیان وکیل مدافع احمد باطبی این موضوع را صراحتا اعلام کرد و گفت: قرارقبلی که برای باطبی صادر شده است هم از لحاظ قانونی مشکل دارد
چهره ی احمد باطبی بعد از بازداشت نشان دهنده ی فشار هایی است که به این دانشجو تحمیل شده است .احمد باطبی را فقط دو روز آزاد می کنند و این درحالی است مفاسد اقتصادی وابسته آزادانه سرگرم غارت کشور هستند! مداحان اهل بیت که برای قتل بی حجاب ها کمر بسته بودند با فساد اخلاقی گسترده آزادانه مشغول به لجن کشیدن کشور هستند! معلوم نیست جرم این دانشجوچیست که باید سه ماه سلول نفرادی را تحمل کند؟ مشخص نیست چه جرمی وی مرتکب شده است که از چپاول مردم سنگین تر است ؟شایدجرم این دانشجو بالابردن پیراهن خونینی است که نماد مظلومیت قشر دانشجو در این کشور است ،جرم او افشای جنایت در روز 18 تیر ماه است
جرم او غارت کشور نیست، افشای غارت گری و جنایت است. آن پیراهن خونین با بی زبانی خود آنقدر صحبت کرد که احمد باطبی را حکم اعدام دادند. بعد از آنکه دیدند افتضاحی به بار آورده اند که دنیا به تماشای آن نشسته حکم احمد را به پانزده سال حبس کاهش دادند.احمد باطبی به نمادی اعتراضات دانشجویی تبدیل شده است،دیگر احمد باطبی را نمی توان شخصیتی عادی دانست او در کنار بزرگان تاریخ این کشور قرار گرفته است و آزادی خواهان ایران باید به وی مانند دکتر مصدق وستارخان وباقرخان ها نگاه کنند
دردی بر این دانشجو تحمیل شده است که سنگ را از بین می برد و احمد و خانواده اش از سنگ هم قوی تر هستند که توانسته اند این ظلم را تحمل کنند و تماشای ظلمی که بر این خانواده می رود خود خیانت به کشور است احمد در نامه ای که بعد از فاجعه ی تیرماه 78 نوشت در پایان سخنی از محمد رسول خدا آورد که بیان کرده بود
یک مملکت با کفر باقی می مانند ولی باظلم خیر
احمد باطبی را در فشار قرار دادند ولی هنوز هم مثل کوه در مقابلشان ایستاده است احمد درس ایستادگی به همهگان می دهد.او دیگر چشم و چراغ مردم شده است و نوبت مردم است که از خودگذشتگی های او را پاسخ گو باشند
کیانوش سنجری دیگر دانشجوی زندانی است که در بند 209 نگهداری می شود مهندس موسوی خویینی هم بدون آنکه تفهیم اتهام شود در این بند نگهداری می شود
وضعیت کیانوش سنجری همچنان نگران کننده است و محافل حقوق بشری به این نقض مسلم حقوق زندانی در ایران توجه ای نمی کنند
این دوران عذاب آور به سر خواهید رسید همانگونه که هیتلرها،صدام ها به انتهای راه رسیدند
راه آزادی پر رهرو وبه امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
16/10/2006
عکسی از احمد باطبی قبل از بازداشت
این هم اولین مطلبی که احمد باطبی بعد از آزادی در سایت خود نوشت
برسنگ میتراشم نقش ابر را شاید روزی ببارد

http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=15956


2006/10/11
این تراژادی زجر آور و این بار کیانوش سنجری

کیانوش سنجری

کیانوش سنجری را فقط با نام می شناسم و تا امروز هیچ ارتباطی با او نداشته ام . مدتی است به گزارش های وبلاگش عادت کرده ام . دائما خبر های جدید و نوشته های جدید. بسیار با انرژی نشان می دهد. پس از دوران بازداشت هیچ خبری از او در دست نبود و آرام ترین مبارز بود . سالها قبل وقتی می شنیدم با هفده سال سن عشرت آباد را تجربه کرده با خود می گفتم این دیگر از جنس سنگ است اما روزی هم که آن خبر نا امید کننده را از زبان حسن زارع زاده در مورد او شنیدم با خود گفتم طاقتش تمام شده است وقتی آقای زارع زاده در آن مصاحبه از رژیم اسلامی انتقاد کرد که زندگی جوانان را به بازی گرفته برای کیانوش دلم می سوخت . جوانی که همواره به اتحاد به عنوان راه حلی برای رسیدن به آزادی اعتقاد دارد و در رفتار نیز چنین چیزی را ثابت می کند . این روزها شخصیت خبر سازی شده است این کیانوش سنجری و حتی وقتی هم که وبلاگنویسی نمی کند خبر ساز است .آخرین نوشته او در مورد روحانی به نام بروجردی را وقتی می خواندم با خود گفتم همین روزهاست که کیانوش را دوباره کیس به دست با خود ببرند و متاسفانه این بار هم او را باخود بردند اما نه در خانه . کیانوش که برای تهیه گزارش در مورد تجمع مقابل منزل بروجردی به این محل رفته بود توسط عوامل امنیتی بازداشت شد. می گویند او را هم مثل بقیه به 209 برده اند . تا این لحظه هیچ خبری از این جوان مبارز در دست نیست . تنها دلخوشی ما در این اوضاع این است که او را هم مثل این دسته ای که آزاد شدند آزاد کنند و شاید هم دوباره کیانوش بماند و قصه و غصه های بازداشتگاه

امیدوارم چنین نشود . تراژادی زجرآوری شده است هر روز بازداشت هر روز شکنجه
آزادی فقط نام تو میلیون ها قربانی و به خون غلتیده در کنار خود می بیند بازهم نامت مقدس است با آنکه جنایت های بسیاری به خاطر تو شده است ! آزادی مادر کیانوش هم آهی دارد که دامان ضحاک را می گیرد مگر نه؟؟
تا به کي غصه شود همدم من ني شادي بس جنايت شده بر نام تو اي آزادي
بر سر تيرک دار، تخت شکنجه ، زندان نوش دارند مي و بر جام تو اي آزادي
شب تار سر رسد اي دوست ، شفق را بنگر مي دمد خورشيد بر بام تو اي آزادي
راه آزادی پر رهرو وبه امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
2006/10/10
FREEDOM .چه گوارا هرگز نمی میرد

ERNESTO CHE GUEVARA

دیروز 17 مهر ماه سالروز خاموش شدن صدای یک آزادی خواه بود. کسی که آزادی را برای دنیا معنی کرد . کسی که آزادی را برای تمام مرزهای جغرافیایی می خواهد کسی امروز اسطوره ای جهانی است

ارنستو رافائل گوئه وارا دلاسرا معروف به چه گوارا مردی بود که پا را از بندهای انسانی فرار تر گذاشت و برای آزادی خواهی و آرمان های مقدس جان خود را از دست داد
ارنستو پزشک انقلابی سوسیالیست آرژانتینی در تابستان 1307 ه ش متولد شد و در سال 1346 در سن 39 سالگی در زد و خورد با ژاندارم های کشور بولیوی کشته شد.این انقلابی مارکسیست آرژانتینی بود اما در کوبا به رهبری چریک های انتخاب شد که باتیستا دیکتاتور دست نشانده یِ آمریکا را سرنگون کردند و در انقلاب کوبا نیز نقشی به سزا داشت.چه گوارار در بوئنوس آیرس زاده شد . پدرش ایرلندی و مادرش اسپانیایی بودند. وی در خانواده ای متوسط و با گرایش های شدید چپ و تمایلات آزادی خواهانه بزرگ شد. خانواده او ستایشگر ( خوزه مارتی) و هوادار جمهوری خواهان در دوره ی جنگ های داخلی اسپانیا بودند .چه گوارا در 16 سالگی خواندن آثار مارکس و انگلس و لنین را آغاز کرد و در همین سن واژه نامه ای فلسفی درست کرد. در سال های تحصیل در دانشگاه نیز مطالعاتش ادامه یافت و سپس به آمریکای لاتین و مناطق کارائیب سفرهایی کرد و علاوه بر استفاده از دانش پزشکی خود،تاریخ و فرهنگ این کشورها را هم مطالعه کرد. او علاقه ی بسیاری به باستان شناسی و فرهنگ های بومی و نظریات جدیدعلوم اجتماعی داشت. دانسته های وی از واقعیت های قاره آمریکا رهنمون او در فهم و تعمیق مطالعاتش شد.چه گوارا عضو نهضت 26 ژوییه فیدل کاسترو رهبر انقلابی وقت کوبا شد که در تابستان 1338 دیکتاتوری باتیستا را سرنگون کرد و قدرت را بدست آورد.در همان سال چه گوارای 30 ساله وزیر صنایع و رئیس بانک ملی ومسئول انیسیتوی ملی برای اصلاحات ارزی شد. درسال 1344 کوبا را ترک کرد تا به مبارزات انقلابی در کشورهای دیگر کمک کندوبه مردم این سرزمین ها انقلاب مسلحانه بیاموزد. بیش از 6 ماه در کنگو(زیئه) به طرفداران نخست وزیر مقتول ( پاتریس لوموبا) در مبارزه با رژیم دست نشانده آمریکا و بلژیک کمک رساند و یک سال بعد به بولیوی رفت تا گروه چریکی را بر ضد دیکتاتوری نظامی رهبری کند.در این زمان مبارزه و انقلاب هایی در آرژانتین و اروگوئه در حال رشد بود. چه گوارا سرانجام در مهر سال 1346 به در عملیاتی که زیر نظر تروریست های آمریکایی برنامه ریزی شده بود به دست نیروهای نظامی بولیوی زخمی و دستگیر شد و سپس به قتل رسید. این مرگ او رابه اسطوره ای جهانی تبدیل کرد چه گوارا پس از مرگ به عنوان تئوریسین و متخصص بی همتا در فنون جنگی و قهرمان جنبش های انقلابی سوسیالیستی جهان سوم شناخته شد و این چنین بود که ارنستو اسطوره شد.شاید انقلاب با شکوه کوبا امروز به دلیل دخالت ها و تحریم های کشور ناقض حقوق بشر ایالات متحده به بن بست رسیده است اما این انقلاب در نوع خود بی همتا بود و اگرمی بینیم فیدل کاسترو رنگ عوض کرده علت اصلی آن را باید کشوری بدانیم که خود را آقای عالم میداند ، امریکا

ارنستو را کشتند اما همه چیز در آن لحظه به نشانه تعظیم در مقابل پیکر غرق به خونش زانو زد. زمین ،آسمان، آزادی، انسانیت و حتی
ارنستونمرد و امروز فریاد میلیون ها جوان در سراسر دنیا شد . گلوله ای نا پاک بر سرش شلیک شد اما گلوله هم بعد از آنکه کار خود را کرد به بی ارزشی کارش پی برد و فهمید ارنستو هرگز نمی میرد فریاد آزادی آزادی در سراسر دنیا پیچید و آزادی با غرور نام خودش را فریاد زد پرچم خود را به خون چه گوارا آمیخته کرد و امروز این پرچم در سراسر دنیا چه گوارا را فریاد می زند و آزادی طلب می کند


گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاک ام اگر ننشانم از ایمان خود ،چون کوه یادگاری جاودانه ،برتراز بی بقای خاک

راه آزادی پر رهرو

2006/10/09
وضعیت احمد باطبی در هاله ای از ابهام/ آیا اکبر محمدی دیگری را سبب خواهند شد؟
احمد باطبی نمادفاجعه ی18 تیر ماه 1378احمد باطبی دانشجوی زندانی قرار بود امروز با سپردن وثیقه برای دو روز از زندان آزاد شود.همسر احمد باطبی که بنا بر قرار قبلی مبلغ 40 میلیون تومان وثیقه را تهیه کرد بود، برای آزادی
همسرش راهی دادگاه انقلاب شد و با کارشکنی مسئولین این دادگاه مواجه شد. گویا به وی اعلام شده است باید وثیقه ای 100 میلیونی برای آزادی وی تهیه کند
این مساله در حالی اعلام می شود که خلیل بهرامیان وکیل مدافع این دانشجوی زندانی بیان می کند : در گذشته قرار 200 میلیون تومانی طبق نظر قاضی که به نظر من درست نبوده صادر شده و تبدیل قرار جدید موکول به این است به فرد اتهام جدیدی وارد شده باشد و تاکنون موکل من تفهیم اتهام نشده و تفهیم اتهام باید در حضور وکیل باشد، و الا غیرقانونی است؛ خانم باطبی به من گفت که وثیقه جدیدی می خواهند و من به ایشان اعلام کردم تا این قضایا که گفتم روشن نشده، من به عنوان وکیل توصیه نمی کنم کسی زیر بار عمل غیرقانونی برود؛ ریاست قوه قضاییه جمهوری اسلامی که مسئول و ناظر بر اجرای صحیح قانون شهروندی است، باید جلوی اعمال خلاف قانون را بگیرند؛ تنها با اجرای قانون آرامش و حرمت انسان در کشور رعایت می شود.احمد باطبی بیش از هفتاد روز به دلیل نا مشخص در بند است و هنوز تفهیم اتهام نشده است. وضعیت جسمانی احمد باطبی رو به وخامت می رود و هیچ واکنشی از سوی مسئولین زندان در مورد این زندانی نشان داده نمی شود
بازداشت پزشک احمد خود نشان دهنده خطری است که این زندانی را تهدید می کند پزشک معالج احمد باطبی بعد از آزادی اعلام کرد از وی خواسته شده به دروغ اعتراف کند احمد باطبی سالم است و هیچ مشکلی ندارد. از این جا می توان به وضوح تلاش مسئولین زندان را برای از بین بردن احمد باطبی ملاحظه کرد.احمد باطبی مشهور ترین دانشجوی زندانی فاجعه هجدهم تیر ماه سال هفتاد وهشت است که در ابتدا برای وی حکم اعدام صادر شد و بعدا با دو درجه تخفیف این حکم شکسته شد و به پانزده سال حبس تبدیل شد . رژیم جمهوری اسلامی نشان داده است که در حال اجرای احکام اولیه در مورد متهمین فاجعه ی هجدهم تیر است و برای اثبات این ادعا می توان به مرگ اکبر محمدی در زندان اشاره کرد . در مورد اکبر محمدی بی توجهی مسئولین به وضعیت وخیم وی سبب شد وی در بند جان بسپارد و حتی در پزشکی قانونی به خانواده وی اعلام شد می توانند از مسئولین زندان به خاطر بی توجهی شکایت به عمل آورند.احمد باطبی به هر ترتیب با وضعیت فعلی هیچ تفاوتی با وضعیت اکبر محمدی قبل از مرگ ندارد و در صورتی که مسئولین زندان همچنان در مورد اختصاص مرخصی به وی کارشکنی کنند نشان دهنده ی این موضوع است که نظام توطئه قتل احمد باطبی را در سر دارد
احمد باطبی در تاریخ 7 مرداد در حالی که به خاطر بیماری های مختلف جسمی در مرخصی استعلاجی به سر می برد توسط عوامل امنیتی وزارت اطلاعات در مقابل منزلش بازداشت شد و از آن تاریخ تا امروز در بند 209 زندان اوین به سر می برد که مختص وزارت اطلاعات است و زیر نظر این نهاد اداره می شود
آقای هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضاییه باید پاسخ گوی این کار شکنی ها و نقض حقوق زندانی باشند . متاسفانه تنها مساله ای که ذهن ایشان را به خود مشغول نمی کند همین نقض حقوق زندانیان است. زندانی طبق اصول قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی حق دارد با وکلای خود دیدار داشته باشد ولی احمد باطبی همچنان از دیدار با وکیل خود محروم است حتی به همسر وی که لباس و وسائل مورد نیاز این دانشجو را تهیه کرده بود اجازه دیدار با همسرش داده نشد و خانم بینات موفق نشد وسائل مورد نیاز همسرش رابه دست وی برساند.مشخص نیست هاشمی شاهرودی از کدامین اصلاحات در نظام قضایی و نحوه رسیدگی قضات به پرونده ها سخن می راند
متاسفانه تمام فریادهای ما در مورد اکبر محمدی جدی گرفته نشد تا آنکه این دانشجو در نهایت مظلومیت جان باخت.امروز بازهم اعلام می کنیم در صورتی که در مورد احمد باطبی اقدام عاجل صورت نگیرد چه بسا خدای ناکرده اکبر محمدی دیگری داشته باشیم. از تمامی سازمان های حقوق بشری و تمامی فعالین حقوق بشر در درون مرز و برون مرز تقاضا داریم با اعمال فشار بر نظام جمهوری اسلامی آزادی کلیه زندانیان سیاسی را سبب شوند. هنوز هم نمی دانم چه تفاوتی بین اکبر گنجی و دیگر زندانیان سیاسی هست که اقای کوفی عنان در مورد گنجی اقدام می کند اما هیچ اهمیتی به مرگ اکبر محمدی و وضعیت وخیم احمد باطبی نمی دهد . این گونه مسائل مشروعیت سازمان ملل وبی طرفی آن را زیر سوال می برد و این سازمان باید پاسخ گوی این رفتار خود باشد .عدم توجه نظام جمهوری اسلامی به فشارهای فعالین حقوق بشر سبب می شود ما اقدامات دیگری برای آزادی وی در ذهن داشته باشیم
به عنوان عضو کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی این گونه رفتار با زندانیان سیاسی و خانواده های این عزیزان را محکوم می کنم و خواهان آزادی بی قید وشرط کلیه زندانیان سیاسی می باشم

زنده باد آزادی،زنده باد مردم ایران، زنده باد جنبش دانشجویی
راه آزادی پر رهروبه امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
09/10/2006
2006/10/03
...و آغازی دیگر
با چند خطی که در پایین ملاحظه می کنید آغار فعالیت رسمی این وبلاگ را اعلام می کنم
وبلاگ ساز مخالف در بلاگفا فیلترشد و برای ادمه دادن به اینجا آمدم. آرشیوی از دست نوشته را که در وبلاگ قبلی وجود داشت به اینجا منتقل کردم . متاسفانه این روزها فرصتی برای وبلاگ نویسی پیدا نمی کنم و مشکلات فراوان وقتی برای این کار باقی نمی گذارد .در وبلاگ قبلی سعی کردم به وبلاگ نویسی هم بپردازم اما بازهم وقت فراوانی برای این کار نداشتم و تنها به درج مقالاتی که صرفا برای درج در آژانس خبری کوروش آماده می کردم می پرداختم . به هر روی این شروعی دوباره است و همانطور که در وبلاگ قبلی گفتم من آغازی جدید را تجربه می کنم. فیلتر شدن وبلاگ ساز مخالف در بلاگفا با تمام مشکلاتی که برایم پیش آورد اما یک دلگرمی به من داد و آن این بود که مطمئنا ما زنگ خطر را به صدا در آورده ایم که سرکوب گران این گونه پاسخ داده اند . این موضوع سبب شد تا با انرژی بیشتری اقدام به بازگشت دوباره بکنم وساز مخالف دیگری را به صدا در آورم. ساز مخالف نامی است که بر این وبلاگ هم گذاردم تا بازهم مخالفت خود را با نقض حقوق بشر اعلام کنم ساز مخالف را با یادی از اسطوره مخالف و عصیان نماد اعتراض بر هر پرچمی ارنستو چه گوارا آغاز می کنم. مردی که سالها جنگید و در راه آزادی جان باخت . گابریل گارسیا مارکز شعری دارد در وصف ارنستو که می گوید( مرد افتاده بر زمین، مرده،یکی فریاد می زند دلاور برخیز و دلاور بی حرکت می ماند. دو ، سه،هزار نفر فریاد می نند بر نمی خیزد. اما همه می خواهند ، بر می خیزد. نخستین کس را می بوسد و به راه می افتد . چه گوارا را شاید به عنوان نماد اعتراض بر هر پرچمی بنشانند اما نگاه انسانی اوست که همه را می خواند.) این شعر در پشت جلد کتاب اسطوره ی عصیان که به کوشش جوزف هنسن جمع آوری شده و توسط آقای اسد الله امرایی ترجمه شده آمده است . چه گوارا مردی است که به نظر من اعتقاد دارد وقتی آزادی حقیقت ندارد پس حقیقت وجود ندارد و به دنبال حقیقت پیش می رود تا آنجا که تروریست های امریکایی در 18 اکتبر1967
درعملیاتی که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا(سی آی ای) رهبری آن را برعهده داشت او رادر بولیوی زخمی می کنند و سپس به گلوله می بندند. دست او را قطع می کنند و برای اثبات مدعای خود به نمایش می گذارند . جسد او را در فرودگاه متروکه ای به خاک سپردند. پس از سی سال بقایای پیکر او را سانتی کلارا کوبا انتقال دادند و طی مراسمی با شکوه دوباره دفن کردند. این سرنوشت آزادی خواهی بود که به دست امریکایی ها به قتل رسید . به راستی چرا ایالات متحده امریکا هرگز این جنایات خود را به یاد نمی آورد؟
شعری که در پایین آمده است با نام (برای عبرت آینده)سروده ی یغما گلرویی در وصف پینوشه است .سرنوشت پینوشه ها درس عبرتی است برای آیندگان. اگر پینوشه حتی فکرش را می کرد روزی باید پاسخ گوی دنیا باشد آیا بازهم گور دسته جمعی ها را سبب می شد ؟آیا باز هم انسان ها را با دستان بسته به دریا می افکند؟
به هرحال این شعر در خود معانی بسیاری دارد که خواننده خود متوجه آن خواهد شد و منظور اصلی را درک خواهد کرد
پینوشه گرگ فراری توی خورجینت چی داری؟ چن تا گرو دسته جمعی؟ چن تا اعدام بهاری؟
پینوشه گرگ فراری چن تا ناخونو کشیدی؟ چن هزار تا بچه کشتی؟ چن تا جون کندنو دیدی؟
پای جوخه های مرگت چن تا چشم بسته مرده؟ خاک سرخ چندتا باغچه، مهر چکمه ها تو خورده؟
بگو چن تا گل سرخو باچشای بسته چیدی؟ واسه هر مدال سربی چند تا عشقو سر بریدی؟
ویکتور خارا بدون دست باز داره گیتار می زنه هنوز تو چله سکوت شمع ترانه روشنه
می دونم گرگ درونت هنوزم تشنه ی خونه توی یخبندونه چشمات هنوزم برق جنونه
دیگه فرصتی نمونده لحظه مردنه گرگه برای فرار آخر، چکمه هات واسه ت بزرگه
پینوشه گرگ فراری دنیا اندازه سیبه هر جا باشی واسه مردم یه غریبه ای،غریبه
پینوشه اسم تو امروز دیگه هم معنی درده واسه لرزیدن دستات هیچ کسی گریه نکرده
بگو با این همه نفرین چه طوری دووم آوردی؟ می دونم تو هر دقیقه صد هزار مرتبه مردی
پینوشه گرگ فراری آخر قصه همینه اوج فواره قدرت دوباره خاک زمینه
برای عبرت آینه، شاه پوشالی زیاده خوشه غرش طوفان ، حاصل کاشتن باده
یامون باشه همیشه پل کهنه بی عبوره اونور سکه ظلمت عکس نازنین نوره

امیدوارم بتوان قدمی در راه آزادی ایران بردارم و مفید باشم
زنده باد آزادی زنده باد مردم ایران زنده باد جنبش دانشجویی
راه آزادی پر رهرو وبه امید آزاد ی کلیه زندانیان سیاسی