شاید افرادی که در کنارمبارزه نشسته اند گمان کنند افرادی که قدم در این راه می گذارند هیچ مشکلی ندارند.و مثل همه ی مردم گمان کنند عده ای نازپرده هستند که تنها مشکلشان آزادی است. اما نه این طور نیست شاید در آغاز انقلاب 57 فراوان افرادی برای ومسائلی چون شهرت،قدرت و ثروت قدم در راه انقلاب گذاشتند و همانطور که دیدیم امروز مفاسد اقتصادی را به وجود آوردند و عده ای دیگر هم در همان روزها از مسیر اصلی پرت شدند و گرفتار قدرت و ثروت شدند.
اما شخصا به جرات می توانم بگویم نه برای ثروت آمدم نه برای شهرت و نه برای قدرت فقط برای آبادانی ایران آمدم. با آرزوهای بزرگی قدم در این راه گذاشتم.
آزادی مردم ، حکومت دموکرات، از بین بردن فقر و وضعیت اقتصادی خوب مردم، جدایی دین از سیاست، بازسازی شهرها و روستا ها، از بین بردن بیماری ،از بین بردن پدیده دردناک فقر و فحشا ، نبود زندانی سیاسی،از بین بردن شکنجه، از بین بردن بیکاری،امکانات رفاهی برای بیماران ، ساخت دانشگاه ها و مدارس وهزاران هزار آرزویی که شاید تصور کردنشان هم سخت باشد. جامعه ای را تصور می کنم که در آن دیگر پایین شهر وبالای شهر نداشته باشیم و جامعه ای که ملاک برتری انسان ها فکرشان باشد نه پولشان. زندانی سیاسی یک افسانه ی قدیمی و تلخ برای مردم باشد که دیگر وجود ندارد . جامعه ای که در آن در آن افراد بر اساس کارایی شان حقوق بگیرند نه بر اساس پارتی و...جامعه ای که در آن حقوق ومزایای مسئولین کشور مینیمم حقوق افراد در کشور باشد . جامعه ای که دیگر فرار مغز ها نداشته باشد و ثروت کشور برای رشد نخبه ها هزینه شود آن هعم در داخل کشور. ابزار و لوازم لازم برای رشد مغز ها فراهم شود . جامعه ای که دیگر منطقه محروم نداشته باشد ودیگر شاهد ظهور عبدالمالک ها و اسلحه به دستان برای احقاق حقوق نباشیم.جامعه ای که دستگاه عدالت آن فقط نام عدل را یدک نکشد عدالت را اجرا کند و حق مظلومین را بستاند نه اینکه برای ثروت حکم کند. جامعه ای که دیگر سرکوب دانشجو نداشته باشد ، در کشور افرادی نباشند که خواهان آزادی اندیشه هستند. باید در این کشور سیستمی باشد که بر فرض آقای ایکس که در بالا نشسته اند بداند به طور مثال با 200 هزار تومان می شود زندگی کرد؟
وقتی در ایران فعلی آقایان فکر زندگی با این پول را هم نمی کنند نمی شود به تغییر این سیستم فکر نکرد .به راستی آقای احمدی نژاد خانواده ای که خانه ندارد فرزند دانشجو دارد و هزار مشکل دیگر هم دارد چه باید بکند ؟ بمیرد ؟شاید بهترین راه حل را همان خانواده ی تبریزی پیدا کردند خودکشی دست جمعی!!!! روشی که شما در پیش گرفته اید در آینده ای نزدیک دودمان همه تان را به باد خواهد داد. من اگر مسئول این کشور بودم و خودکشی خانوداه ای به دلیل فقر را می دیدم و آن وقت میلیون ها دلار هزینه صلح ستیزان فلسطینی و لبنانی و تروریست های انتحاری می کردم از غصه می مردم.
اما من زمانی که قدم در این راه گذاشتم همه این آرزوها را شدنی فرض کردم چون آنقدر در خود انرژی و پتانسیل این کار را می دیدم که کشورم را بسازم هنوز هم همینطور است فقط به آینده و آبادانی ایران فکر می کنم.
راه آزادی پر رهرو و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی