چندی است فردی معلوم الحال در اینترنت علیه کیانوش سنجری به فحاشی مشغول است این فرد بعد از اینکه متوجه شد من وی را شناخته ام به من نیز حمله کرد و در کنار نوشته هایش علیه کیانوش نام مرا هم اضافه کرد . به هیچ وجه در این مورد توضیح نمی دهم چون این بیمار شدیدا به دنبال نام و شهرت است و اگر توضیجی در مورد وی بدهم گمان می کند مهم شده است . از این مورد بگذریم.
اما چند تن از دوستان که اتفاقا در قسمت نظرات وبلاگ های آنها عیله من مطالبی درج می شود طی تماس های مکرر با بنده خواستند این موضوع را پیگیری کنم که متاسفانه حتی وقت آن را ندارم که پاسخگوی این عزیزان باشم . ضمن عذرخواهی از این دوستان تاکید می کنم بنده هیچ عملی علیه این فرد انجام نخواهم داد . اگر نامش را هم ذکر کنم بزرگ می شود . بماند برای فرصتی دیگر.
عده ای از دوستان طی ایمیلی به کارزار آزادی کیانوش سنجری با بیان این مطلب که علیه کیانوش و جدیدا من مطالبی در وبلاگشان نوشته می شود اعلام کرده بودند آرسام یعنی من باید به عنوان سخنگوی کارزار در این مورد توضیح دهد و این شخص را به مردم معرفی کند.
در این مورد عرض می کنم من با اعتقاد بر راستین بودن فعالیت های کارزار قدم در راه همکاری با آن گذاشته ام و به عنوان سخنگو باید فعالیت های کارزار به اطلاع مردم برسانم نه اینکه این مسائل را بازگو کنم .
دوستان عزیزم در شان خود نمی بینم که پاسخگوی چنین فردی باشم . فردی که بیمار است و نیاز به درمان دارد را مورد تاخت و تاز قرار نمی دهم.
یاران دبستانی این بی فرهنگی ریشه در خانواده ها دارد جایی که باید به فرزندان بیاموزند به شخصیت افراد نباید توهین کرد و نباید وارد مسائل خصوصی افراد شد متاسفانه به مکانی تبدیل شده است که خانواده ها شبانه روز به فرزندان یاد می دهند چگونه در نزاع از خود دفاع کنند،چگونه برای دیگران مزاحمت ایجاد کنند،چگونه ثروتمند شوند.
این درد مردم جامعه ی بیماری است که بعد از 27 سال حاکمیت ظلم گستاخ تر هم شده اند .
درد امروز و دیروز نیست اگر همان روزی که علیه مهندس طبرزدی فحاشی کردند مقابلشان ایستاده بودیم، اگر همان روزی که فیلم مراسم ازدواج اقای حسن زارع زاده را پخش کردند محکومشان می کردیم امروز سنجری را هدف نمی گرفتند . همان هایی که هر روز دم از ادب و شخصیت می زنند در مقابل عمل ننگ آوری همچون فیلم مراسم ازدواج یک مبارز به کف و سوت مشغول شدند و صاحبان آن تلویزیون منفور را تشویق کردند . دقیقا همان هایی هستند که دم از حقوق بشر می زنند همان هایی که دم از آزادی اندیشه می زنند . این بی فرهنگی درمیان مبارزین هم ریشه دوانده است .
اگر فحاشی به کیانوش همراهی با جمهوری اسلامی نیست پس چیست؟ اگر متهم کردن من به دزدی همکاری با وزارت اطلاعات نیست پس چیست؟ سکوت من از رضایت نیست من از عمل انجام شده ناراحت نیستم از بی فرهنگی مان دلگیرم
مبارزین عزیز گمان نکنید تافته ای جدا بافته از این گفته ها هستید همه شبیه هم هستیم . منتها به وقتش نقاب های زشت و قشنگ را بر صورت می زنیم . ولی در موقعیت هایی نقاب از چهره ی مان می افتد و می شویم خودمان .هر فرد تا مدتی معلوم می تواند خودش را پشت نقاب پنهان کند .وقتی در مقابل انتقاد من از یک نهاد به هر دلیلی اعضای اصلی آن با ادبیاتی زشت پاسخگو می شوند نباید انتظار معجزه داشت نتیجه این می شود که امروز فردی که مهر بدنامی بر پیشانی نسل در نسلش خورده به کیانوش سنجری فحاشی می کند . جالب است کسانی که خود را منادی آداب می دانند چنان بی ادبانه به یکی از دوستان در مورد من ایمیل زده بودند که ایشان هم به عنوان فردی بی طرف تعجب کرده بود و اعلام کرده بود مگر با دشمن خود صحبت می کنید؟ ببینید این بی فرهنگی ریشه در کجا دوانده است !!!
این دیوار کج است بنایش کج گذاشته شده است از پایه مشکل دارد وقتی به آن فکر می کنیم مغزمان قفل می شود .
بنده برای معروف شدن با کارزار آزادی سنجری همکاری نمی کنم و خوب می دانید نتیجه این معروف شدن چیزی جز آن بلایی نیست که بر سر کیانوش آمده است؟ معروف شدن در برابر چه؟ از دست دادن آزادی.
متاسفم برای آنهایی که خود کنار نشسته اند و وقتی کسی قدم جلو می گذارد وی را متهم به مسائل کذب می کنند؟ بنده بنا بر وظیفه با رسانه ها مصاحبه کرده ام وگرنه شخصا بی این کار علاقه ای ندارم . متاسفانه مصاحبه من با روزآنلاین را به پتکی تبدیل کردند و بر سرم می کوبند که تو با نزدیک شدن به خبرنگار روز آنلاین قصد داری معروف شوی؟ اگر در این مورد از خبرنگار روز آنلاین پاسخ بخواهیم ایشان بهتر می دانند که من اصلا با خبر نبودم قرار است آن مصاحبه در روز آنلاین منتشر شود . حال بر فرض هم که من قصد معروف شدن داشته باشم به کسی چه ربطی دارد مگر از حق کسی چیزی کم شده است ؟اگر با خودتان فکر کنید در برابر این معروف شدن چه چیز نصیب من می شود الا مصیبت درک خواهید کرد چه می گویم؟
نشسته ایم کنار و فعالیت های افراد را نقد می کنیم ،دیدی چه کرد ؟دیدی چه طور آدمی هست؟ وای وای ما که شبیه او نیستیم . چرا عزیزان هستیم در عمل همه شبیه هم هستیم.
کشوری که تمدنش مانع بسیاری از افراد برای تاختن بر آن شده است ،کشوری که گلستان و بوستان سعدی اش در مدارس بریتانیای بزرگ سرمشق تربیتی دانش آموزان است امروز به قطب بر فرهنگی تبدیل شده است شک نکنید .
نشسته ایم تمدن مان را به رخ می کشیم ما چند هزارسال تمدن داریم . یک بار از خودمان نمی پرسیم ما چه درصدی از این تمدن را به همراه داریم . چقدر به گذشته مان اعتقاد داریم؟ هیچ چیزی باقی نمانده خودمان را فریب نمی دهیم تمام شد ایرانی که مهد ادب بود .
ما مولوی بی همتا داریم که دنیا در مقابلش زانو می زند ولی امروز اگر از یک جوان ایرانی بخواهیم بیتی از مولوی بخواند چنان خشمگین می شود که خدا می داند اگر باز هم تکرار کنتیم چه بلایی برسرمان می آید. این جامعه ی بی فرهنگ نمی تواند تافته ای جدا بافته از خود تحویل جامعه دهد مطمئنا چیزی نه تنها بهتر بلکه هزاران بار بدتر از خود به جامعه می فرستد.
اگر وضع به همین به همین منوال پی برود تا چندی دیگر از مغول ها هم بی فرهنگ تر خواهیم شد.
به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
زنده باد آزادی،زنده باد کوروش بزرگ
18/11/2006
1385/08/27