2006/11/14
یار در بند چشم انتظار آزادیت نشسته ام



کوچه و پس کوچه نامت را فریاد می زند . شنیدم شنیدم فریاد آزادی خواهانه ات را و فریادش کردم و در گلو هزاران عصیان گر دیگر انداختم. برایشان نوشتم با تو چه کرده اند و بازهم می نویسم .
کامپیوترت را هم بردند می دانم دوباره گوشه ی سلول نشسته ای و در حسرت یک آه گذاشته ای شان . می دانم که هنوز از کوچه و پس کوچه های آن هیولای زشت و پلید اوین خاطره ها می سازی تو تمام شدنی نیست و چرکنویس هایت فریاد رسوایی جهل و دیکتاتوری است . امروز برایت چرکنویس ها می نویسم تا چرکنویس هایت را پاره نکنند . کدامین زندان تو را جای شده است؟
زنده باد چرکنویس زنده باد سنجری