در آغاز طرح امنیت اجتماعی نیروی ضد مردمی انتظامی یکی از دوستان فیلمی را که یکی از اراذل و اوباش از دختری جوان گرفته بود برایم فرستاد . فیلمی که این اوباش پس از آزادی از زندان از دختری که گویا سبب زندان رفتنش شده بود گرفته بود و همراه عده ای دیگر از دوستان اوباشش قصد تجاوز به دختر را داشتند که بازداشت شده اند . آنقدر این فیلم روی اعصاب انسان راه می رود که به قاضی پرونده حق می دهم برای این اوباش صد بار حکم اعدام صادر کند. گویا قاضی هم لطف کرده و بدون بررسی بیشتر پرونده حکم اعدام را برای این اوباش صادر کرده است باید دستش را به خاطر چنین حکمی بوسید البته اعدام به نظرمن کمترین مجازات است
این بحران امنیت نه تنها بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی فروکش نکرد بلکه به اعتقاد من فاجعه را عمیق تر کرد . در تماسی که با ایران داشتم علی یکی از دوستانم تعریف کرد چندی قبل همراه دوستانش به اطراف شهر برای تفریح رفته بوده که مشتی از اوباش به چندین دختر که به آن منطقه آمده بودند حمله و بعد از تهدید دوستانم با چاقو آنها را سوار بر ماشین کرده و ربوده اند علی می گوید به پاسگاه انتظامی منطقه خبر دادیم اما اهمیت چندانی ندادند.
این بحران امنیت از کجا شروع می شود:
عدم آموزش را می توان مهم ترین فاکتور وقوع چنین وقایعی در ایران دانست . معتقدم ایران دوباره به سمت داش مشتی های سابق پیش می رود و شاید تا چندی دیگر شاهد لات و لوت ها و نوچه هایشان در کوچه ها باشیم هر چند در حال حاضر هم هستیم
اگر به زندانی که اتهامش تجاوز به عنف است حکم ده سال زندان داده شده است نباید خوشحال بود که او اصلاح شده است همانطور که در بالا اشاره کردم زندانی بعد از خروج از زندان به قصد انتقام به دختری تجاوز کرده است . این عدم آموزش صحیح زندانی و روان درمانی او را بیش از پیش به رخ می کشد . اگر نظام به واقع نمی تواند هزینه آموزش را بپردازد پس نباید احکام سبک و قابل برگشتی را برای این افراد صادر کند شخصا موافق اعدام متجاوزین به عنف هستم اما نه در ملا عام اگر در ملا عام اعدام کردن تا امروز نتیجه می داد مطمئن باشید بعد از 28 سال کشور مشکلات امروز را نداشت . اعدام در ملا عام علاوه بر دامن زدن به بحث نقض حقوق بشر باعث افسردگی و مشکلات روانی حاد برای مردم می شود که در بلند مدت حتی سبب شکل گیری دوباره جرم و جنایت در کشور می شود
عدم تسلط پلیس بر منطقه ی استحفاظی و پرداختن به امور بی فایده از دیگر دلایل نبود امنیت در ایران است. پلیس ایران هنوز پاسخ این سوال را نداده است که آیا با بازداشت دختران و پسران به خاطر نوع پوشش و آرایش موجبات امنیت بیشتر را فراهم کرده است؟ به قدرت می گویم پلیس ایران قدرت برخورد با اوباش خارج از طرح هایی به مانند همین طرح امنیت اجتماعی را ندارد . پلیس از درگیر شدن با اوباش در هر نقطه ای هراس دارد . این واقعیت جامعه است برای پلیس ایران هراس درگیر شدن با اوباش عقده شده است وقتی می بینیم پلیس می خواهد قدرت خود را به رخ یک جوان که به خاطر نوع لباسش بازداشت شده بکشد این موضوع را درک میکنیم وقتی افسر نیروی انتظامی مرد سیاهپوس می شود و ازاذل و اوباش را زیر مشت و لگد در مقابل دوربین های تلویزیونی می گیرد باید به عقده های درونی اش پی برد . او سالهاست که می خواهد مقابل این افراد بایستد اما جرات ندارد . آقای احمدی مقدم چرا با لباس سیاه مگر مردان سیاهپوش شما جنایت میکنند که از نمایان شدن چهره شان هراس دارند؟
وقتی شنیدم مجلس در طرحی فوری پس از افتضاح بازیگر تلویزیون و پخش شدن فیلم منتسب به او تصویب کرده است که تهیه کنندگان فیلم های مستهجن به اعدام محکوم شوند بسیار خوشحال شدم . این دفاع از دختر جوانی است که در فضای جامعه امنیت ندارد این دفاع از زنانی است که بیرون آمدن از خانه بعد از ساعت 9 شب برایشان آرزو شده است این دفاع از منزلت آن دسته از مردمی است که می خواهند سالم زندگی کنند من منکر مخالفت با جمهوری اسلامی نیستم اما آن دوستانی که به اعدام متجاوزین به عنف اعتراض دارند می گویم یک لحظه خودتان را جای آن زن یا دختری که به او تجاوز شده بگذارید یک لحظه خودتان را مادر ، پدر یا برادر او فرض کنید . برای کدام مرد ایرانی قابل تحمل است که دخترش یا همسرش را مورد تجاوز قرار دهند و ساکت بنشیند . البته خطابم با شما دوست عزیزی که برایتان تجاوز به همسر و دخترتان عادی است نیست شما راحت باشید .
بحران امنیت در جمهوری اسلامی میرود تا غیر قابل کنترل شود نظام برای کنترل این بحران دو راه پیش رو دارد اعدامی تمامی افراد متهم به تجاوز عنف و عدم صدور حکم زندان برای ایشان و به جان خریدن اعتراض فعالان حقوق بشر 2 آموزش زندگی اجتماعی ومقدمه سازی برای ازدواج سریعتر جوانان
البته معتقدم راه اول برای نظام راهتر و کم هزینه تر است اما فراموش نکنید این روند طی 28 سال گذشته راه به جایی نبرده است
مشکلات روانی مردم از دیگرعوامل شکل گیری بحران امنیت است . وقتی فرد با دانستن این موضوع که پس از پخش فیلم مستهجن ممکن است بازداشت و به اعدام محکوم شود باز هم دست به این اقدام می زند نشان دهنده ی عقده های روانی مردم ایران است . همان عقده هایی که در بالا گفتم یکی از دلایلش همان اعدام در ملا عام است .جامعه ایرانی هرگز به سمتی نخواهد رفت که پدر یا مادر دختر یا پسری قبول کنند فرزندشان با دختر یا پسر دیگری رابطه جنسی دارد این سنت سالاری پشتوانه ای هزاران ساله دارد که به این راحتی نمی توان آن را در هم شکست . افزایش آمار طلاق و کاهش آماز ازدواج نتیجه ی همین پشت کردن به سنت هاست که می بینیم دختر با پسر برای ارضای جنسی خود حاضر به انجام هر کاری هست .
سهیل یکی از دوستانم هست که با دختران بسیاری در ارتباط بوده است (رابطه انسانی) وقتی صحبت از مقوله ازدواج پیش می آید میگوید من باید دختری را پیدا کنم که با هیچ کسی رابطه نداشته باشد البته در وضعیت فعلی و با توجه به حجب و حیای بیش از حد خانم ها باید در خواب و رویا چنین موردی را پیدا کند . زنان در جامعه ایران بیش از مردان دچار عقده های روانی شده اند دلایل واضحی دارد که نیازی به بحث ندارند .امروز خانم ها بسیار راحت تر از آقایان با این موضوع که هسرشان قبل از ازدواج با زنی دیگر ارتباط داشته کنار می آیند مطمئنم کمتر مردی پیدا می شود که پس از دانستن این موضوع که همسرش با مرد دیگری ارتباط جنسی داشته حاضر به ازدواج با او شود این نه عقب افتادگی فرهنگی است نه دوری از جامعه مدرن این همان مبحث سنت گرایی وآرمان دوستی ایرانیان است که در هیچ نقطه ای از دنیا یافت نمی شود . عقب افتادگی فرهنگی به آن مواردی گفته می شود که دیده می شود در جامعه ایران هنوز هم برخی خانواده ها با اصلاح صورت دخترانشان قبل از ازدواج مخالفند . متاسفانه این مسائل را دوستانی علم کرده اند که سالها از ایران دوره بوده اند و آرمان ها و ارزش های جامعه ی ایرانی را فراموش و با ارزش های جامعه اروپایی و آمریکایی به آن می نگرند . باید نگران آن روزی بود که زن ایرانی با این سطح عقده های روانی بر جامعه ایران مسلط شود معتقدم جامعه به چنان لجنی کشیده خواهد شد که دیگر باز سازی اش ممکن نباشد
رابطه انسانی دختر و پسر با هم بدون مشکل است اما متاسفانه در جامعه ایران این رابطه نه تنها به شناخت بیشتر دختر و پسر و احیانا ازدواج منجر نشده است بلکه سالها پس از شکل گیری اش سبب شکل گیری جرایم و انتقام و همین تجاوز به عنف شده است . نود درصد تقصیر را می توان به گردن نظام حاکم انداخت که با بستن فضای جامعه شکل گیری روابط سالم را دچار مشکل کرده است . نظام باید مقدمات چنین روابطی را با آموزش از طریق رسانه ها آماده میکرد که نکرد و به بحران امروز رسیده است . ده درصد بقیه را هم به بی حیایی دختران و پسران ایرانی نسبت داد که این رابطه ها را به لجن کشیده اند . روزی تماس های تلفنی عیب بود گذشت و روزی بیرون رفتن عیب شد گذشت و روزی تماس جنسی عیب شد گذشت و امروز هیچ چیز عیب نیست . آسوده باشید دوستان هیچ خطری شما را تهدید نمی کند غیر از اعدام و احتمالا ایدز و سوزاک
این اشتباهات نظام حاکم که فضای جامعه را برای این روابط این چنین بسته کرد به تاریخ و هویت یک ملت توهین و آن را نابود کرد و برای خود و مردم چیزی ارمغان نیاورد جز بحران امنیت
آرسام
پانزده سپتامبر دو هزار و هفت