
او مهرداد لهراسبی است 8 سال مداوم جنگیده است زیر شکنجه حاضر نشده دیکتاتوری را تایید کند. شکنجه گاه توحید را روزها و ماه ها با شکنجه های قرون وسطایی تحمل کرده، به اوین رفته اوین را هم خوب می شناسد،می گفتند می خواهیم آزادت کنیم دروغ بود او را به عجایب شهر بردند. رجایی شهر را با قاتلان واشرار تاب آورده ،8 سال است مردانه ایستادگی می کند . ما چه کردیم؟
هشت سال دائم همدیگر را تایید و تکذیب کردیم، علیه هم بیانیه دادیم،مطلب نوشتیم،در تلویزیون های ماهواره ایی ریشه خودمان را زدیم،یکی را متهم به فساد اخلاقی کردیم،یکی را متهم به فساد مالی کردیم،یکی را دیوانه خواندیم،یکی را آمریکایی دانستیم،یکی را اطلاعاتی گفتیم و...
درست در همین زمان بود مهرداد لهراسبی شکنجه میشد و آخ نمی گفت،احمد باطبی رابارها برای اعدام حاضر کردند،اکبر محمدی بعد ازتحمل شکنجه ها بسیار در آخرین پیکار مظلومانه به شهادت رسید،منوچهر محمدی دیگر نقطه ای سالم در پیکرش نداشت و مرگ برادر راهم تحمل نکرد،عباس دلدار مثل یک مرد زیر شکنجه ایستاد و در سکوت محض خبری به زندگی بازگشت،مهرداد لهراسبی با مشکلات شدید روحی مواجه شد و تو ای مبارز ای فعال حقوق بشر هنوز باور نداری او هر روز به مرگ نزدیک میشود.
باورش دیگر سخت نیست کسی را نداریم برای مهرداد وثیقه بگذارد تا آزادش کنند،کسی را نداریم به عفو بین الملل خبر دهد در حال مرگ است،کسی را نداریم از او سخن بگوید. این روزها می گذرد لهراسبی سالم یا بیمار آزاد خواهد شد اما تو ای فعال حقوق بشر به فکر فردا باش روزی که وقتی در چشمانش می نگری شرم تمام وجودت را فرا می گیرد با خود میگویی چرا چرا چرا من چنین کردم؟اگر زنده بود گذشته ای را دارد که به آن افتخار می کند اما تو به کدامین نقطه روشن در تاریخ زندگی ات افتخار می کنی؟اکبر محمدی از دست رفت آن زمان نشستیم وتماشا کردیم امروز به تماشای چه چیز نشسته ایم؟
پ ن
امروز هر که را می بینی خود را فعال حقوق بشر می نامد غافل از این که بداند این نام چقدرسنگین و پر هزینه است ؟
به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
03/17/07