از مرگ دیکتاتور عراق خوشحال نشدم
امروز صبح خبر به صورت پیام کوتاه به تلفن همراهم رسید.در کلاس بودم و زیاد به قضیه توجه نکردم . به منزل آمدم تلویزیون را روشن کردم صدام حسین تکریتی را دیدم با چهره ای مظلوم تن به دار داد.
دروغ نمی گویم سخت دلم برایش سوخت . آن ابهت کجا و این حقارت کجا ؟ از اینکه به کشورم حمله کرد و هزاران بی گناه را در خون غلتاند خوشحال نبوده و نیستم ولی دلیلی نمی دیدم که مرگش را آرزو کنم. چهره اش معصوم شده بود انگار فریاد می زند آمریکا خودت مرا به این روز رساندی ،انگار فریاد می زد آمریکا مرا اعدام کن تا نگویم پشت پرده چه خبر است . آنقدری که از اعدام صدام ناراحت شدم از اعدام جوانان در خیابان ها به دست جمهوری اسلامی ناراحت نشده بودم .
به اعتقاد من تنها نقطه روشن در پرونده اش اراده پولادینش بود. او هرچه خواست کرد و مثل یک مرد با قدرت مسئولیت همه چیز را پذیرفت. بسیار دیده ام کسانی را که بعد از تجاوز به عنف ، قتل و کشتار به التماس متوسل می شوند ولی این مرد مردانه باخت در حالی که می توانست بگویید سلاح کشتار جمعی را از خارج به دست من دادند ولی بهانه جویی نکرد. گفت کاری بوده که من کرده ام و قبول دارم. صدام تا آخرین لحظه حکومتش اجازه نداد بیگانه به عراق وارد شود ولی امروز دولت عراق فاقد چنین فاکتوری است. آمریکایی ها و انگلیسی ها سخت مشغول دوشیدن سرمایه های ملی عراق هستند.
فیلم دادگاهش را دیدم وقتی قاضی از او پرسید که هستی گفت تو که هستی من صدام حسین هستم رئیس جمهور عراق . این خاصیت شاهان است باخت را قبول ندارند . صدام هم قبول نداشت بازی را باخته است.
وقتی از او در مورد بمباران شیمیایی در جنگ با ایران سوال پرسیده شد گفت نه تنها از این کار ناراحت نیستم بلکه به آن افتخار می کنم .صدام حفظ خاک کشورش را بر جان مردمش ترجیح داد و حتی نگذاشت مردمش به دست نیروی بیگانه اسیر شوند. همه را در دم کشت تا دشمنش سودی نبرد. در زمان خوارزمشاهیان در ایران هم یکی از پادشاهان خوارزم که نامش را به خاطر ندارم در هنگام حمله دشمن زنان و کودکان را در آب ریخت تا به دست دشمن نیافتند.
شاید دولت وقت عراق از بابت حذف صدام خشنود شد اما مساله مهم این بود که فیزیک صدام را حذف کرد نه خودش را . قاضی دادگاه خیلی تلاش کرد که به صدام بقبولاند که اشتباه کرده ولی صدام تا آخرین لحظه همه رفتارهایش را موجه دانست واین یعنی باخت قاضی و دولت عراق. همین طرز تفکر است که دیکتاتور ساز می شود فرد تمام رفتارهایش را موجه می داند و برای تمام رفتارهایش دلایلی موجه نزد خود دارد که سبب می شود به خوب و بد رفتارش توجه نکند و اصولا معنی ظلم را نداند.
صدام تمامی کارهاش را موجه دانست و به اعتقاد خودش بی گناه مرد .
از دست مدافعین حقوق بشر هم کار برای صدام بر نیامد ولی به اعتقاد من با یک معادله تک حذفی ساده می شد صدام را بی گناه دانست و آن حذف آمریکا بود. به جرات می گویم اگر ایالات متحده اصلا در کره ی زمین وجود نداشت امروز دنیا رنگ آسایش را می دید. مثلا نه دیگر در ایران جمهوری اسلامی بود و نه طالبانی در افغانستان برای گردن کشی،نه اسرائیلی بود برای جنایت های رنگارنگ ،نه دیکتاتوری.
اگر وکیل بودم وکالت صدام را برعهده می گرفتم با آنکه می دانستم تمام وجودش به جنایت آلوده است . حداقل کاری که می کردم این بود که از مرگ نجاتش می دادم گرچه وکلای مدافعش هم از انجام این کار ناتوان بودند.
اما آقای صدام حسین ای کاش وصیتی برای دیکتاتور های دیگر هم نوشته بودی و می گفتی هیچ ظلمی پایدار نیست.ای کاش ظلم را کسی برایت تعریف می کرد.
چقدر لحظه مرگ انسان ها زشت است ، اعدام که دیگر نهایت زشتی است .
صدام گرفتار بی عدالتی سیاست دولت آمریکا شد وگرنه... به امید روزی که نه ظلمی داشته باشیم نه اعدامی
12/30/2006