
خبر کوتاه بود
آگوستو پینوشه، دیکتاتور سابق شیلی روز یکشنبه در سن 91 سالگی درگذشت. وی هفته گذشته دچار حمله شدید قلبی شده بود
ژنرال پینوشه، یکی از روسای جمهور آمریکای لاتین بود که با کودتای نظامی در 11 سپتامبر سال 1973 به قدرت رسید و به مدت 17 سال در راس یک حکومت پلیسی ریاست جمهوری شیلی را تا سال 1990 میلادی بر عهده داشت.
در دوران حکومت سیاه او دست کم سه هزار نفر از مخالفان حکومت نظامی در شیلی به قتل رسیده یا ناپدید شدند.
در ابتدا لبخند رضایتی بر لبان آنانی که عزیزانشان را این مرد به خاک و خون کشید نشست و سپس اشک و ناله برخاست فرزندانمان را چه کردند؟ خودش بود پینوشه! او فرزندان ما را کشت. او بود که انسان ها را با دستان بسته با دریا ریخت . خودش بود . اما پینوشه های تاریخ همگی چنین روزی را برای خود متصور باشند.
آیا مادران،پدران و فرزندان آنانی که سال67 بی گناه اعدام شدند از خبر مرگ پینوشه خوشحال شدند؟ شاید آنان به روزی دیگر می اندیشند!
آنانی که فرزندانشان صرفا به دلیل عقده خاص از بین رفته دیدند؟آنانی که حرمت دخترانشان را در آخرین لحظات زندگی شکسته دیدند. وای چقدر سخت است انسان در مقابل بیداد محکوم به سکوت باشد . نمی توانستند چیزی بگویند؟امروز شیلی فریاد زد ؟دیروز عراق فریاد زد؟فردا ایران فریاد خواهد زد چه گذشت بر فرزندان ما؟
شعر زیر یکبار در وبلاگ قرار دادم و آن روز آرزو کردم تمام دیکتاتور های تاریخ نابود شوند. صدام رفت،پینوشه هم رفت،فیدل مانده و...
پینوشه گرگ فراری توی خورجینت چی داری؟ چن تا گرو دسته جمعی؟ چن تا اعدام بهاری؟
پینوشه گرگ فراری چن تا ناخونو کشیدی؟ چن هزار تا بچه کشتی؟ چن تا جون کندنو دیدی؟
پای جوخه های مرگت چن تا چشم بسته مرده؟ خاک سرخ چندتا باغچه، مهر چکمه ها تو خورده؟
بگو چن تا گل سرخو باچشای بسته چیدی؟ واسه هر مدال سربی چند تا عشقو سر بریدی؟
ویکتور خارا بدون دست باز داره گیتار می زنه هنوز تو چله سکوت شمع ترانه روشنه
می دونم گرگ درونت هنوزم تشنه ی خونه توی یخبندونه چشمات هنوزم برق جنونه
دیگه فرصتی نمونده لحظه مردنه گرگه برای فرار آخر، چکمه هات واسه ت بزرگه
پینوشه گرگ فراری دنیا اندازه سیبه هر جا باشی واسه مردم یه غریبه ای،غریبه
پینوشه اسم تو امروز دیگه هم معنی درده واسه لرزیدن دستات هیچ کسی گریه نکرده
بگو با این همه نفرین چه طوری دووم آوردی؟ می دونم تو هر دقیقه صد هزار مرتبه مردی
پینوشه گرگ فراری آخر قصه همینه اوج فواره قدرت دوباره خاک زمینه
برای عبرت آینه، شاه پوشالی زیاده خوشه غرش طوفان ، حاصل کاشتن باده
یادمون باشه همیشه پل کهنه بی عبوره اونور سکه ظلمت عکس نازنین نوره
شعر: یغما گلرویی