2006/02/10
عزاداری محرم و مبارزات مردم ایران
آنچه که در عزاداری محرم در طول تاریخ ایران به چشم می آید پیوستگی ها و دلبستگی های ملت ایران به به این مساله است.سالها عزاداری و و به نوعی پاس داشتن این مراسم ما را به مرکز ثقلی هدایت می کند که در راس آن مظلومیت حسین است.روی مظلومیت تاکید دارم مظلومیت حسین و اقوامش.
بحثی روی این مساله ندارم آنچه که مهم است این است که مردم همواره مظلومیت را ستوده اند و برای کمک به احقاق حق چه در گذشته های دور و چه در نزدیک آماده اند.
مهم است که بدانیم این مظلومیت است که باعث شده است امروز مردم چنین هماهنگ و آماده در صفوفی منظم در کنار هم بایستند. از این مساله که در این مراسم تمام اقشار مردم حضور دارند نتایج فراوانی می توان گرفت. در عاشورای امسال من کسانی را می دیدم که در هر شغلی که دارند شب و صبح به فکر آن هستند که چطور گران فروشی کنند ، چطور رشوه بگیرند و ....همه می دانید چه میگویم.گرچه یک سری هم خالصانه می گریستند. از جوانانی هم که صرفا در این چند روز که ظاهرا خبری از بازداشت های پلیس و غیره نیست برای آزاد گشتن با دوست دختر هایشان در خیابان بودند هم می توان نتیجه گرفت.
بله این نشان دهنده ی این است که تا چه حد بر جوانان فشار آمده که از این چند روز برای راحت بودن استفاده کردند. این در حالی بود افراطیون بسیجی باز هم با زنان و دختران رفتاری بسیار زننده داشتند تا جایی مردم از این رفتار ها رنجیده و روانه خانه هایشان شدند.متاسفانه بسیج بار دیگر روحیه ضد مردمی و ضد زن خود رابه رخ مردم کشید ولی نیروی انتظامی تا حدی در این چند خود را حفظ کرد به نظر من این نشان می دهد که نیروی انتظامی به خاطر اجبار است که برخی حرکات سرکوب گرانه را انجام می دهد. حساب کنید که فردی که 130هزار تومان حقوق می گیرد و زندگی خانواده اش بستگی به همین مبلغ دارد در برابر دستورات چه می کند.
از بحث دور نشویم در مورد آزادی جوانان گفتم . اما بحث اصلی در مورد اتحاد گروه های عزادار بود و موضوعی که همه مردم را در کنار هم قرار داده است.ببینید مساله ی مهم این عزاداری ها می تواند برای ما که برای حقوق خود مبارزه می کنیم قابل پیگیری باشد. اگر ما هم ظلم هایی را که بر سرمان روا داشته اند را به همان کیفیت این مساله تبلیغ کنیم می توانیم ظرف حدود یک سال آینده آزاد باشیم. البته اگر چنین کنیم.
مشاهده می کنیم مردم از تعریف آنچه بر فرزند حسین گذشته چطور به خشم می آیند . حسین در ابتدا حسین نبود حسین با مظلومیت حسین شد. با آزادی خواهی حسینی شد که امروز فراوان عاشق دارد. هرگز تکذیب نکنید چون این شخصیت در قلب مردم جای دارد با آنکه مردم از ظلم به نام اسلام او خسته اند.
اما مقایسه کنید آنچه که بر فرزندان کارکنان اتوبوس رانی تهران گذشت آیا کم از این داشت؟ حالا نکشتن شان ولی ظلم بی حد بود.وبعضی هم سرنوشتشان معلوم نیست.
به اعتقاد من مظلومیت اینها در جایی بیشتر از فرزندان حسین بود چرا؟ به خاطر آنکه آنچه که بر فرزندان حسین گذشت توسط عده ای معلوم الحال بود آنها ضد حسین بودند و اسلام را آن طور که دوست داشتند می خواستند .اما اینها چه؟ اینها با نام مردم ایران بر مردم تاختند. به نظر من انسان این ها را در ذهنش بدتر از ان جایی می فرستد که به قولی شمر و.. را فرستاده است.
مگر ظلم چیست ؟ آیا همین تعریف برای ظلم بس نیست؟ آیا گریه های کارگر شرکت واحد برای خانواده اش کم از غم حسین دارد ؟نه باور کنید این تبلیغ حادثه ی کربلا و نینوا است که چنین همه را منقلب کرده است . باور کنید دو سوم مردم ایران از جریان اتوبوس رانان بی خبرند. به مردم حق هم می دهیم گرفتاری های روزانه و سانسور همه ی اخبار به اعتقاد من و فیلترینگ سایت های آزاد به عمق بی خبری ما می افزاید.اما ما چه می توانیم بکنیم؟
متاسفانه عدم همکاری نیرو های درگیر با رژیم بر بی خبر تر شدن ما افزوده است. آنچه که در سایت ها و رادیو های خبری می بینیم تفکرات اشخاص سیاسی و نظرات آن هاست. از هر ده خبر در صفحات نخست سایت ها می توان به شش یا هفت مقاله سیاسی نگاه کرد که عمدتا اعتقادات افراد مربوط به عصر یخبندان است. افرادی که دیگر تمام شده اند ومردم هم برایشان کمتر وقت می گذارند . این عزیزان ناراحت نشوند ولی مردم ایران برای آینده بر روی جوانان سرمایه گذاری کرده اند که در طول تاریخ هم چنین بوده که جوانان حماسه را آفریده اند. . بله به نظر من کلمه ماموت که در یکی از مقالات دوستانم در حزب دموکرات ایران که در مورد سیاست های افراد آمده بود کلمه ی شایسته ای است.ماموت های عصر یخبندان در سیاست ایران.
(از چند سایت خبری ویژه هم بگذریم که فقط اقدام به درج خبر و مقالات به روز می کند.)
اما از خودمان گفتم و درد هایمان . به راستی چنین است ؟ما ملت فراموش کاری هستیم؟ حداقل از به یاد داشتن ماه محرم که نمی توان این نتیجه راگرفت؟شاید هم به مغزمان دستور می دهیم فراموشمان شود. بله متاسفانه آنچه که بر خودمان می گذرد را خیلی سریع فراموش می کنیم.
از این حوادث تلخ کم نداشته ایم مگر 18 تیر کم از عاشورا داشت در این مورد معتقدم فراتر از عاشورا بود . در مورد عاشورا این اصل را می دانیم که حسین با آنکه می دانست خانواده اش از بین می روند ولی برای جنگ آمده بود ولی دانشجویان ما چه داشتند و چه می خواستند ؟
آیا از جنگ خبر داشتند و مسلح بودند ؟ نه باورش سخت است که عده ای انسان را در گونی شکنجه کردند . عده ای را به توحید بردند و خانواده هایشان را مطلع کردند اعدامی هستند.
فاجعه از این عظیم تر که به خانواده ای که میلیون ها تومان خرج شکوفایی فرزندش کرده اعلام کنند میخواهیم اعدامش کنیم . شدت شک را بسنجید!
خانواده حسین با خبر بود که چه بر سرش می آید اما این خانواده ها چه؟ این ها گمان نمی کردند که به خاطر یک تجمع چنین فاجعه ای آفریده شود . اصلا انتظار این مورد را از آقایان مهرورز نداشتند.خوب این ها از ما چه خواستند؟ فقط گفتند فراموشمان نکنید.نه عزاداری خواستند نه 10شب در سر کوبیدن و نه در خیابان ها ریختن و اجسامی را در هوا تکان دادن. و نه مخارج سنگین کردن صرفا برای دیدن آثارشان(به کربلا رفتن مردم اشاره دارم)
به اعتقاد شما ملت ایران کربلا کجاست ؟ اصلا کربلا چه هست؟ آیا کوی دانشگاه کم از کربلا دارد؟ پس چرا این همه فریاد رانمی شنوید؟
چرا نمی خواهید قطره ها به دریا متصل شوند؟ قطره دراینجاست که دریا می سازد کجای کارید؟ به هرکسی میگوی بیایید در فلان تجمع حضور داشته باشیم عصبی می شود و با صدایی پر غرور میگوید : حالا اگر ما یه نفر نباشیم کار انجام نمی شود ؟ خیر آقایان اگر گمان کرده اید افراد بدون حمایت مردمی در خیابان می آیند سخت در اشتباه هستید. خون ما رنگین تر از آن هایی نیست که امروز در رجایی شهر ،اوین ، تبعید گاه بندرعباس و...غیره در بند هستند. اصلا اگر من بگویم چرا من بروم ؟ شما بگویید چرا من بروم؟ این طور که همه در خانه هستیم .می گویید به بزرگان سیاست رحم نکردند درست است. ولی گمان می کنید آن چه که بر سر ما که آزاد هستیم فرو می ریزند کمتر از ظلمی است که به امثال کیانوش سنجری می کنند؟مگر نه اینکه صبح تا شب جان می کنیم تا اندک زمانی رابگذرانیم و در آخر ماه هم زیر صفر هستیم! واقعیت این است اگر چنین نیست ما حرفی نداریم .ولی در کشوری که میلیون ها دلار درآمد از نفت وگاز دارد،مبلغ هنگفتی از ورود کالا اخذ می کند ،صادرات غیرنفتی هم دارد، وقتی می بینیم عده ای در کنار خیابان می میرند یا دختران خیابانی رامی بینیم، دریک لحظه مغزمان قفل می کند .دیگر توان ایستادن هم نداریم.
کربلا اینجاست در تهران در تمام شهرهای ایران .مظلومیت اینجاست در پایتخت ایران و عاشورا هم به همین ترتیب باور نداریم؟
ضمن در خواست اتحاد در میان نیروها ی حق طلب وآزادی خواه بار دیگربه ملت ایران گوشزد می کنم اگر امروز هزینه نکنیم فردا باید در مقابل بمب ها و ارتش بیگانه سرافکنده باشیم.ایران نمی میرد ولی ما و غرور ایرانی می میریم.
پاینده ایران
به امید اتحاد و به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
لینک این مقاله