2006/01/28
زنان و حقوق بشر
وقتی به تنهایی زندانیان سیاسی زن فکر می کنم بیش از هر وقت دیگری شرمسار می شوم . آری انسان هایی که حتی به اندازه ی ما مردان بی حقوق هم حق ندارند. حق ندارند صدایشان را بلند کنند ،حق ندارند آزادانه بخندند و حتی حق ندارند گریه کنند.
بسیار غم انگیز وقتی انسان ها به خاطر برخی مسائل، حقوقی متفاوت پیدا می کنند. زنان آزاد در دنیا را می بینند و خود را نظاره می کنند که باید بر سر پارچه ای بکشند تا مبادا اسلام در خطر افتد.درد بسیار است و بازگو کردن آن ها بسیار تلخ. اما عمده حرف من با کسانی است که امروز برای حقوق اولیه شان تلاش می کنند. وقتی به سایت ها و وبلاگ های سیاسی سر می زنم در آنجا می بینیم که نوشته اند کمیته آزادی آقای فلان یا می بینم که عده ای در وصف فلان آقای زندانی نوشته ها و اشعاری دارند . اینها بد نیست اما وقتی از خودم بدم آمد که در این همه رسانه حتی یک خط در مورد مظلومیت شیوا نظر آهاری و سایر زنان زندانی مشاهده نکردم. انگار این مبارزه به طور کامل در اختیار مردان است .زمانی بدنم داغ می شود که می بینم شیر زنانی آزاده به یاری مردان زندانی شتافته اند. میل یکی از زنان را می بینم که از اعتصاب کارگران اتوبوس رانی حمایت می کند ولی هیچ گروهی حاضر نیست حتی زحمت آن را به خود دهد که فراخوان آن ها را برای روز جهانی زن در رسانه اش اعلام کند.
شرمنده می شوم کم کم از اینکه مرد هستم هم بدم می آید. متاسف می شوم. چون نمی توانم کاری بکنم.به راستی چرا این طور شده ایم مگر حقوق بشر هم زن ومرد دارد . اگر ندارد پس چرا هیچ کس حامی زنان نیست. کسی برایشان مصاحبه نمی کند، نامه به سازمان های بین المللی نمی نویسد . وقتی می خواهند مردی را اعدام کنند صدای عالم وآدم را می شنویم که می گویند وای نقض حقوق بشر، بگذریم که ممکن است آن مرد جانی خطر ناک باشد. نمی توانیم مدعی شویم هر کسی که اعدام می شود بی گناه است. گرچه خودم هم با اعدام موافق نیستم.اما زمانی که می خواهند زنی را اعدام کنند از کنار موضوع به آرامی می گذریم. کجاست این تفاوت اگر می دانید بگویید تا من هم بدانم.چرا فریاد فریاد زنان را نمی شنوید. نکند فراموش کرده ایم که برای چه تلاش می کنیم .مگر حقوق یکسان درخواست ما نیست پس چرا با خودمان هم مشکل داریم. باور کنید زن ومرد فرقی با هم ندارند و مشکلات کنونی ما میراث زشتی های رفتار گذشته گان ماست. آن دوران به سر آمده که زنان حق حرف زدن نداشتند .امروز زنان قدرتمندی را در تمامی عرصه ها می بینیم که بسیار از مردان هم موفق تر هستند . خجالت ندارد ولی ما مردان در بسیاری از کار ها از زنان عقب تریم.(همین خانم رایس وزیر خارجه ایالت متحده را ملاحظه کنید که امروز امثال کالین پاول را متحیر کرده است و باعث شده است که دولت مردان حسود ایران را که همیشه مخالف حضور زنان در جامعه بوده اند از شدت خشم و ناتوانی در برابر اراده ی زنانه ی او به توهین به وی روی آورند. آقایان زنان چه چیز را باور کنند شعار های ضد زن انتخاباتی تان را یا چاکر زنان شدن در مجلس شورای اسلامی تان را . حکم اعدام دختری به دلیل دفاع از ناموس در مقابل مردی را ببینند و یا طرح لباس ملی تان ر ا. به قول معروف دم روباه را ببینند یا قسم حضرت عباس را باور کنند. )
زنان آزاده امروز صد برابر مردان مشکل دارند ولی فعالتر از مردانند . خودمان را گول نزنیم با یک حساب سر انگشتی ساده پی می بریم که زنان چقدر گرفتاری دارند که مردان ندارند.
بیایید زنان را باور کنیم ، یاد بگیریم که تفاوتی با هم نداریم و اگر آزادی می خواهیم باید برخی تعصبات کهنه را فراموش کنیم.باید در این راه در کنار هم باشیم از کمک گرفتن از زنان شرممان نشود .
یک بار دیگر با هم بگوییم و باور کنیم زن و مرد تفاوتی ندارند.
به امید اتحاد وبه امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی
پاینده ایران

لینک این مقاله